حکومت جدیدی در این کشور روی کار آید، از شناسایی آن خودداری ورزند، این عدم شناسایی، حداقل تا زمانی است که حکومت جدید، شکل قانونی بیابد، امروزه نظریه بتانکور جای نظریه توبار را گرفته است که بنابرآن، کشورها باید از شناسایی حکومت هایی که از راه اعمال زور تشکیل می شوند، خودداری کنند. معروف ترین مورد استفاده از دکترین توبار به وسیله آمریکا، امتناع ویلسون از شناسایی حکومت ژنرال ویکتوریا هورتا که در سال 1911 در مکزیک قدرت را بدست آورد می باشد، یا اینکه ایالات متحده آمریکا از شناسایی حکومت روسیه شوروی به مدت 16 سال پس از موفقیت انقلاب بلشویکی 1917 خودداری ورزید.
این نمونه ها مبین این نظریه است که شناسایی حکومت ها می تواند بیش از یک تصمیم حقوقی، یک تصمیم سیاسی باشد.
* نظریه استرادا
استرادا وزیر امور خارجه مکزیک؛ در 27 سپتامبر 1930، از جانب کشور متبوع خویش درباره شناسایی حکومت های انقلابی سالهای 1930 و 1931 آرژانتین، برزیل، پرو، شیلی، بولیوی و پاناما، طی بیانیه رسمی اعطای شناسایی را به این نوع حکومت های جدید عملی توهین آمیز دانست که به حاکمیت ملل دیگر لطمه وارد می آورد. در کنار اینها، شناسایی این نوع حکومت ها با استفاده از شناسایی دوژوره و دوفاکتو نیز میسر است88
* شناسایی دوژوره 89 و دوفاکتو90 :
تفکیک بین شناسایی به صورت دو فاکتو ( بالفعل ) و دوژوره ( قانونی ) در گذشته بیشتر از امروز رایج بوده است. شناسایی دوژوره حکایت از قانونی بودن مبناییک رژیم یا به عبارت دیگر مشروعیت آن و نشانه تأیید رژیم جدید از سوی دولت شناسنده است. حال آنکه، شناسایی دوفاکتو به معنی این است که یک رژیم یا حکومت جدید در سرزمین مستقر شده و دارای کنترل بالفعل و عملی در آن سرزمین است. چنانکه رژیم بلشویک در شوروی در سال 1921 از سوی بریتانیا به طور ” دو فاکتو ” شناسایی شد. این زمانی بود که در بریتانیا ائتلافی از محافظه کاران لیبرال برسر کار بودند و سپس هنگامی که حکومت حزبی کارگر در 1924 زمام امور را در دست گرفت، شوروی را به طور دو ژوره شناسایی کرد. به طور کلی شناسایی دوژوره به معنی تصدیق ثبات و دوام یک رژیم علاقمندی به برقراری رابطه با آن، و شناسایی دو فاکتو به معنی کنترل عملی یک رژیم و به منظور حفظ حقوق و اموال دولت شناسنده در مناسبات با حکومت دو فاکتو می باشد.
علی الاصول شناسایی دو فاکتو مربوط به شناسایی حکومتهاست. ولی در مواردی دیده شده که ” دولت ها ” نیز به صورت دوفاکتو شناسایی شده اند، چنانکه برخی کشورها اندونزی را که در حال جنگ با هلند برای کسب استقلال بود طی سالهای 9-1945 به طور دوفاکتو به رسمیت شناختند و یا ادعاهای ارضی، گاه به صورت دو فاکتو شناخته شده مانند الحاق جمهوریهای بالستیک ( لتونی ، استونی، لیتوانی ) توسط شوروی در 1940 که از سوی بریتانیا به صورت دو فاکتو شناخته شد. پس از تجزیه اتحاد جماهیر شوروی، اکنون این جمهوری ها دوباره استقلال خود را باز یافته اند.
امروزه غالب کشورها از شناسایی حکومت ها خودداری کرده، ولی طبق روال گذشته به شناسایی ” دولتها ” ادامه می دهند. در مورد رژیمها یا حکومت های جدید که بر خلاف قانون اساسی روی کار آمده‌اند، نوع رابطه براساس ارزیابی میزان کنترل موثر حکومت جدید بر سرزمین مربوطه خواهد بود.
به طور کلی، امروزه تفکیک بین شناسایی دوژوره و دوفاکتو تا حد زیادی از میان رفته است و چنانچه شناسایی به طور صریح صورت گیرد و به معنی شناسایی دوژوره تلقی میگردد و در صورتی که به طور تدریجی باشد، بستگی به قصد دولت شناسنده خواهد داشت.
شناسایی صریح معمولاً از طریق صدور بیانیه ای اعلام می گردد و شناسایی تلویحی یا ضمنی از طریق برقراری روابط سیاسی، مبادله نمایندگان سیاسی و عقد قراردادهای جامع صورت می گیرد.
عدم شناسایی مانع از طرح ادعا طبق حقوق بین الملل علیه کشور نیست. بنابراین، به رغم اینکه جمهوری اسلامی ایران رژیم اشغالگر اسرائیل را شناسایی نکرده، ولی آن کشور را در مقابل تعهدات بین‌المللی اش مسئول می داند .91
1-4-6- شناسایی شورشیان :
طبق تعریف مقصود از شورشیان، اشخاص یا گروههای انسانی هستند که به طور جمعی و صرف نظر از هدف و مقصودی که دارند علیه حکومت قانونی یک کشور قیام مسلحانه می‌کنند. اعمال این گونه افراد ممکن است از یک شورش یا آشوب ساده خارج شده و تبدیل به یک جنگ داخلی گردد.
بنابراین مسلحانه بودن و هدف بودن حکومت مرکزی از صفات کلیدی مفهوم شورشیان است. این گونه مبارزات می تواند مصداق مخاصمه مسلحانه غیر بین المللی تحت پوشش کنفدراسیون چهار گانه ژنو 1949 قرار بگیرد. در مورد رابطه میان شورشیان و جدایی طلبان باید گفت که جدایی طلبان درهر صورت شورشی محسوب می شوند، لیکن ممکن است هدف یک گروه شورشی لزوما” جدایی نباشد و صرفاً خواستار تغییر حکومت و یا تغییراتی باشد و البته موارد مرتبط با شورشیان مندرج در پیش نویس بین المللی دولت ها ( بند 1 ماده 14 و بند 1 ماده 10 ) بر جدایی طلبان نیز اعمال می گردد.92
با شرح مذکور، هرگاه درگیری داخلی در یک کشور به صورت یک وضعیت بین المللی در آید یعنی جنگ طول بکشد و هر یک از طرفین متخاصم سازمان سیاسی، اداری و نظامی خود را تعیین کنند یعنی بخشی از یک سرزمین بوسیله شورشیان به طور موثر اشغال گردد، به طوری که طرف دیگر نتواند مقررات خود را در مورد طرف مقابل اجرا نماید، در این حال مسئله شناسایی شورشیان مطرح می گردد. در چنین حالتی دول دیگر می توانند به منظور حفظ مصالح و حقوق خود، طرف شورشی را مورد شناسایی قرار دهند. این شناسایی پاره ای از مشکلات میان کشور شناسنده و کشور مقابل را حل می کند، بدین ترتیب که اگر برای مثال، به علت درگیری شورشیان و قدرت گرفتن آنها دولت اول قادر به جبران خسارات وارده به خارجیان در مناطق تحت سلطه شورشیان نمی باشد، در صورتی که با شناسایی شورشیان مسئولیت دولت اول مرتفع و دولت دوم یعنی دولت شورش شناخته شده در مقابل دولت شناسنده مسئولیت خواهد داشت. این نوع شناسایی با شناسایی یک کشور متفاوت است، در شناسایی شورشیان عمل شناسایی بر قدرتی که در شرف تکوین می باشد تعلق می گیرد چرا که قدرت مذکور در زمان شناسایی هنوز دارای مرزهای مشخص و جمعیت، کاملاً مشخص نمی باشد. با ادامه جنگ بین دو طرف اگر وضعیت شورشیان کاملاً تثبیت گردد، شناسایی انجام شده تحکیم خواهد شد، و در صورت عدم موفقیت، شناسایی کان لم یکن خواهد شد. برای مثال می توان از شورشیان یونانی نام برد که سرانجام منجر به تشکیل حکومت یونان گردید.93
1-4-7- شناسایی جنبش‌های رهایی بخش ملی :
همانطور که شورشیان می توانند مورد شناسایی قرار گیرند، جنبش های رهایی بخش ملی نیز می توانند مورد شناسایی قرار گیرند و از حقوق و مزایای شناسایی استفاده کنند که آنها را در نیل به اهداف خود یاری می کند.
مسئله شناسایی این جنبش ها در حقوق بین الملل مورد قبول قرار گرفته زیرا حق تعیین سرنوشت و حق رهایی از استعمار مورد قبول حقوق بین الملل می باشد : فلذا شناسایی جنبش های رهایی بخش می‌تواند جزئی از حرکت استعمار زدایی باشد. خود سازمان ملل متحد معمولاً اقدام به شناسایی سازمان‌های رهایی بخش می نماید البته شرطی وجود دارد که جنبش رهایی بخش باید در منطقه جغرافیایی خود به وسیله سازمان های سیاسی منطقه ای به رسمیت شناخته شود مانند جنبش رهایی بخش آفریقای جنوب غربی (سوآپو) که توسط سازمان وحدت افریقا به رسمیت شناخته شده است. اخیراً سازمان ملل متحد متمایل به این است که جنبش رهایی بخش قبلاً به وسیله غیر متعهدها به رسمیت شناخته شودوسپس موردشناسایی قرار گیرد، مانند سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف ). شناسایی این جنبش ها از طرف سازمان های بین المللی به این جنبش ها اجازه می دهد که بتوانند از امکانات آن سازمان اعم از کمکهای آنها و به خصوص تریبونهای آن برای ارائه نظرات خود استفاده نماید. نمایندگان جنبشهای رهایی بخش شناسایی شده می توانند به عنوان ناظر در کارهای سازمان های بین المللی شرکت نمایند حتی در کنفرانسهای بین المللی نیز می توانند به عنوان ناظر شرکت کنند. سازمان آزادی بخش فلسطین به موجب قطعنامه 377 و همچنین حق شرکت در بخش های شورای امنیت را نیز دارد. لازم به ذکر است که کمک به این جنبش ها به عنوان دخالت در امور داخلی حکومتهای استعمارگر محسوب نمی گردد، به علاوه مدتی است مجمع عمومی سازمان ملل متحد تلاش می کند که مبارزان راه آزادی و ضد آپارتاید را از حقوق انسانی قابل اجراء در جنگ برخوردار نماید. در این رابطه قطعنامه 2621 و همچنین قطعنامه 3103 به تصویب رسیده اند.94
شناسایی زودرس95:
اگر جامعه ای پیش از احراز شرایط لازم به عنوان کشور مورد شناسایی قرار گیرد، عمل شناسایی زودرس صورت گرفته است. شناسایی شورشیانی که هنوز کنترل موثر خود را بر سرزمین ادعایی اعمال نکرده اند، در واقع اقدامی غیر دوستانه نسبت به دولت اصلی که با آن شورشیان مقابله می کند، تلقی می‌شود. شایان ذکر است که کلیه علمای حقوق بین الملل می باشند که حمایت دولتها به دلایل سیاسی از شورشیان را محکوم می کنند.
استرداد شناسایی :
نقطه مقابل شناسایی زودرس، استرداد یا پس گیری شناسایی از دولت شناسایی شده پیشین است. استرداد شناسایی همانند شناسایی زودرس غیر قانونی بوده، اقدامی غیردوستانه تلقی می شود. البته اگر دولتی به طور مستحکمی استقرار یافته باشد، استرداد شناسایی از سوییک دولت تغییری در وضعیت وجودی آن نمی کند. ناگفته نماند که استرداد شناسایی طبعاً قطع روابط سیاسی و دیپلماتیک را به دنبال خواهد داشت ولی قطع روابط سیاسی را نباید به منزله استرداد شناسایی تلقی کرد.96
1-4-8-آثار شناسایی:
شناسایی عملی است سیاسی، ولی دارای آثار حقوقی است که به شرح ذیل می باشد:
الف- شناسایی عطف به ما سبق می گردد و شامل اعمال و قوانین کشور مورد شناسایی از بدو تأسیس می‌گردد.
ب- شناسایی سبب می شود که قوانین و مقررات و اعمال ادارییک کشور، در کشور شناسنده قانوناً بتواند مورد استناد قرار گیرد.
ج – شناسایی سبب می شود که دولت شناخته شده بتواند در محاکم دولت شناسنده بنام خود طرح دعوی کند.
د- دولت شناخته شده به عنوان مقام حاکمه، از صلاحیت محاکم داخلی کشور شناسنده مبرّا می‌باشد.
ه – دولت شناخته شده حق دارد اموال خود را در دولت شناسنده را مطالبه و مسترد دارد.
و-دولت شناخته شده می تواند از اجرای احکام دادگاه های کشور شناسنده ادعای مصونیت نماید.97
در واقع یک دولت، دولت مستقل دیگری را شناسایی می کند، تبعات این شناسایی فقط بر این دو دولت اثر پیدا می کند و شناسایی اثر نسبی‌ای را بین همان دو دولت ایجاد می کند و شخصیت حقوقی کامل بین المللی دولت جدید شناسایی می شود و تمام روابط آتی بین دو دولت براساس دو اصل تساوی حقوقی مبتنی خواهد بود. یعنی شناسایی باعث می شود دو دولت همدیگر را به صورت دو دولت مستقل بشناسند. دولت جدید به رسمیت شناخته می شود تا مرزهایش و در داشتن صلاحیت برای اعطای تابعیت به اتباعش و دراعطای حمایت دیپلماتیک از جانب اتباعش، تا اعمال حاکمیت نماید. دولت برای تمام اعمالش در حقوق بین الملل مسئول است. بعلاوه اعمال شورشیان که حالا حکومت جدید شده اند به دولت جدید منتسب می شوند که به صورت قهقرایی مسئولیت برای آنها جریان پیدا می کند. فرض کنیم جنگی بین دو طرف در یک سرزمین رخ داده است یک طرف تا زمانی که دولت مرکزی را ساقط نکرده، شورشی محسوب میشود و وقتی که حکومت را در دست گرفت از او به عنوان دولت جدید یاد

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با موضوعنرم افزار، استاندارد، سطح معنادار
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید