انجام این کار پیدا خواهم کرد» میباشد، اگرچه تفکر راهبردی خواستار تنها یک گذرگاه قابل استفاده به هدف خواسته شده است، اما افراد دارای سطوح امید بالاتر اغلب قادر به تصور چندین راهبرد و گذرگاه هستند و از تفکر واگرا استفاده می کنند. این راه های متناوب، هنگامی که فرد مجبور به مقابله با مانع یا مشکل در رسیدن موفقیتآمیز به اهداف میشود، تعیین کننده هستند. تفکر راهبردی توانایی ادراک شده فرد برای شناسایی و ایجاد مسیرهایی به سمت هدف است (اسنایدر، 1994). از آنجا که برخی از طرحها و نقشهها ممکن است با شکست مواجه شوند، افراد دارای امید بالا، به منظور مقابله با موانع احتمالی، چندین راهبرد را در نظرمیگیرند. افراد دارای امید و تفکرات راهبردی بالا، سعی می‌کنند اطلاعات مرتبط با رویدادهای تنیدگی‌زا را به گونه‌ای پردازش کنند که به کمترین میزان تجربه‌های ناخوشایند در ایشان منتهی گردد. ازسوی دیگر، افراد شادکام کسانی هستند که اطلاعات را به گونه‌ای پردازش می‌کنند که به خوشحالی آنها منجر می‌شود. همچنین این افراد، دارای احساس کنترل زندگی، خلق مثبت و رویکرد فعّال در موقعیت‌های تنیدگی‌زا هستند. این دریافت، با مشخصه‌های تفکرات راهبردی مطابقت می‌کند. بر این اساس، می‌توان گفت تفکرات راهبردی از طریق افزایش مهارت‌های فرد برای مدیریت تنیدگی، احتمال موفقیت وی را برای کاهش فشارها افزایش می‌دهد و منجر به تجربه بیشتر شادکامی می‌گردد و از طریق تمرکز بر توانمندی‌های شناختی، عاطفی، اجتماعی و رفتاری فرد برای حل مسئله و نیز از طریق برخورد و مواجهه فعّال با موقعیت تنیدگی‌زا بیشتر با شادکامی مرتبط می‌شود. وجه مشخصه تفکرات راهبردی در امیدواری این است که فرد بر خود متمرکز شده و تمام تلاش او متوجه کاهش احساسات ناخوشایند و تعدیل و کاهش هیجانات منفی خویش می‌باشد. در نظریه امید، رسیدن موفقیت آمیز به هدف، هیجانات مثبت را فرا میخواند و شکست در دستیابی هدف باعث هیجانات منفی میشود. این هیجانات، به نوبه خود راهبردهای فرد و مؤلفه عامل را درباره تعقیب هدف آینده تغییر میدهند، هیجانات مثبت که از هدف موفق نتیجه میشود فرد را به کوشش و انتخاب اهداف آیندۀ چالش انگیزتری سوق میدهد، در مقابل هیجانات منفی مطابق با شکست در دستیابی به اهداف خاص ممکن است باعث بیمیلی فرد برای تلاش کردن و پیشرفت آینده شود. بنابراین توانایی فرد برای تعریف کردن هیجانات منفی که از شکستها و مصیبتهای شخصی ناشی میشود مستقیماً تفکر راهبردی و تفکر عامل اهداف آینده را تحت تأثیر قرار میدهد. به طوری که هر چه میزان تفکر راهبردی و تفکر عامل در افراد بالاتر باشد به تبع آن رسیدن به اهداف تعیین شده راحت تر و سریع تر اتفاق می افتد و رسیدن به اهداف منجر به هیجانات مثبت می گردد و هیجانات مثبت موجب افزایش شادکامی افراد می شود (والی190 و همکاران، 2006).
فرضیه سوم: بین تاب آوری با شادکامی رابطه وجود دارد.
یافته های این پژوهش نشان داد که بین شادکامی و تاب آوری، رابطۀ مثبت و معنادار وجود دارد و تاب آوری، می تواند تغییرات مربوط به شادکامی را به صورت مؤثر پیش بینی کند. این یافته با نتایج پژوهش های بونانو191 (2004)، ماستن (2001)، کانر و دیویدسون (2003)، لازاروس و فولکمن192 (2003)، باسو193 (2004)، جوکار (1386) و بهادری خسروشاهی و هاشمی نصرت آباد (1390) همخوانی دارد. تاب آوری یک توانایی فطری برای رشد محسوب می شود که در انسان به عنوان یک ارگانیسم وجود دارد و می تواند در شرایط معین محیطی از قوه به فعل درآید و به رغم قرار گرفتن فرد در معرض تنش های شدید، شایستگی اجتماعی، تحصیلی و شغلی او ارتقاء یابد. تاب آوری نوعی ویژگی است که از فردی به فردی متفاوت است و می تواند به مرور زمان رشد کند یا کاستی یابد (زارعی، 1389). در حقیقت تاب آوری نوعی مکانیسم سازش مثبت را ایجاد می کند که چندین عامل فردی، خانوادگی و اجتماعی تحت عنوان عوامل محافظتی در تقویت و کاهش عوامل خطرزای آن مؤثر است. این عوامل الف) منابع فردی مانند ظرفیت شناختی و عزت نفس فرد؛ ب) منابع خانوادگی مانند همبستگی و مدیریت تعارض ها و ارتباط با خانواده و ج) عامل محیطی مانند حمایت اجتماعی، امنیت و ارتباطات معنادار و حمایت کننده و منابع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را شامل است (ایلدر194 و همکاران، 2009). افراد تاب آور دارای ویژگی هایی از جمله احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس (که به افراد اجازه می دهد چالش های زندگی را با موفقیت پشت سر بگذراند)، مهارت در حل مسأله (نگاه به مشکل به عنوان یک مسأله)، صلاحیت و توانمندی اجتماعی (داشتن مهارت های ارتباطی، شوخ طبعی، رابطۀ صمیمی با دیگران، حمایت و جلب حمایت اجتماعی از دیگران در وضیعت بحرانی، داشتن مهارت های گفتگو و جرأت مندی و گوش دادن)، خوش بینی، همدلی (توانایی برقراری رابطۀ توأم با احترام متقابل با دیگران که به پیوستگی اجتماعی و به عبارتی احساس تعلق به افراد و گروه ها و نهادهای اجتماعی منجر می شود) و … هستند که رشد و ارتقاء آنها را باعث می شود (خزائلی پارسا، 1389). بنابراین در تبیین این یافته که تاب آوری می تواند موجب افزایش شادکامی گردد می توان بیان کرد که تاب آوری، از طریق افزایش سطوح عواطف مثبت، باعث تقویت عزت نفس و مقابلۀ موفق با تجربه های منفی می شود. بر این اساس، تاب اوری از طریق تقویت عزت نفس به عنوان مکانیزم واسطه ای به انطباق پذیری مثبت و بهزیستی روانی و شادکامی منتهی می شود و افرادی که از شادکامی و بهزیستی روان شناختی بالاتری برخودارند توانایی سازگاری آنها با مشکلات، بیشتر از کسانی است که از این مزیت برخودار نیستند. از طرفی، هرچه فرد قدرت بیشتری در تاب اوری، مقابله با مشکلات و استرس های زندگی داشته باشد، کمتر در معرض آشفتگی های روانی و هیجانی قرار می گیرد و از شادکامی و بهزیستی روانی بالاتری بهره مند می شود. به نظر می رسد که افراد تاب آور، به طرز خلاقانه و انعطاف پذیری به مسائل می نگرند، برای حل آنها طرح و برنامه ریزی می کنند و در صورت نیاز نسبت به درخواست کمک از دیرگان دریغ نمی ورزند و منابع کاملی برای مقابله با مشکلات دارند که این عوامل باعث می شود فرد از بهداشت روان و شادکامی بالایی برخوردار باشد (بهادری خسروشاهی و هاشمی نصرت آباد، 1390).
سوال اول: کدام یک از متغیرهای تاب آوری، خود کارامدی و امید سهم بیشتری در پیش بینی شادکامی دارند؟
یافته های این پژوهش نشان داد که متغیرهای تاب آوری، خودکارامدی و امید درمجموع قادرند20 درصد از واریانس شادکامی را تبیین می کنند. در توجیه این یافته می توان گفت که با ارتقای تاب آوری، فرد می تواند در برابر عوامل استرس زا و همچنین عواملی که سبب به وجود آمدن بسیاری از مشکلات روان شناختی می شود ار خود مقاومت نشان داده و بر آنها غلبه کند. تاب آوری، با تعدیل و کم رنگ کردن عوانلی چون استرس و افسردگی، شادکامی و بهزیستی روانی افراد را تضمین می کند (کونور195، 2006) و خودکارآمدی، از طریق اطمینان فرد به قابلیت هایش می تواند نقش چشمگیری در انجام وظایف محوله وی داشته باشد و معمولاً افرادی که مهارت های خود را برای مقابله با مشکلات کافی می بینند و قابلیت ها و توانایی های خود را بالا می پندارند، این باورهای مثبت و کارامدی دربارۀ قابلیت ها و توانایی ها منجر به کاهش مشکلات روان شناختی و شادکامی می شود. از انجایی که حس خودکارامدی می تواند موجب تجارب مثبت بیشتر و ایجاد رضایت از انجام موفق امور گردد، طبعاً حس شادکامی را نیز تقویت خواهد نمود و افراد خودکارآمد از زندگی خود احساس رضایت بیشتری خواهند داشت (شعبانی و همکاران، 1391)؛ علاوه بر این، در امیدواری، شخص می تواند نیروهای خلاقانۀ خویش را در راه بهبود چگونگی زندگی به کار برد، رفتارهای اعتماد آمیز را برگزیند و احساس شادکامی، بهزیستی و رضایت از ازندگی داشته باشد (اسنایدر، 2000).
5-2 محدودیت های پژوهش
از محدودیت های این پژوهش می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- پژوهش حاضر محدود به دانش آموزان گرمسار بوده است، لذا در مورد تعمیم نتایج به دانش آموزان جامعه های آماری دیگر باید جوانب احتیاط را در نظر گرفت.
2- محدودیت دوم این پژوهش استفاده از ابزارهای خودگزارش دهی بود که ممکن است منجر به سوگیری در پاسخدهی شود.
3- طولانی بودن تعداد سوالات پرسشنامه ها که ممکن است سبب خستگی آزمودنی ها در پاسخگویی به پرسشنامه گردد.
4- عدم همکاری مناسب لازم از سوی سازمان آموزش و پرورش جهت دسترسی به دانش آموزان از دیگر مشکلات و محدودیت های این پژوهش به شمار می رود.
5-3 پیشنهادهای پژوهش
پیشنهاد می شود در پژوهش آینده مواردی که در پی می آیند، مد نظر قرار گیرند:
1- توصیه می شود این پژوهش بر روی حجم بزرگتری از فراد انجام گیرد تا فرضیه ها با قوت بیشتری رد یا تأیید شوند.
2- جهت کسب نتایج دقیق تر و کاهش خطا از روش های عینی تر جهت ارزیابی ها استفاده گردد.
3- پیشنهاد می شود تحقیقاتی در این رابطه در شهرهای دیگر و با جمعیت های آماری مختلف صورت گیرد تا قدرت تعمیم پذیری نتایج بیشتر شود.
4- با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر و اهمیت متغیرهای مورد بررسی و مشخص شدن اثرات متغیرهای تاب اوری، خودکارامدی و امیدواری بر روی شادکامی دانش آموزان، توجه متخصصان روان شناسی و علوم تربیتی به تقویت این مؤلفه ها را از دوران کودکی در افراد ضروری می سازد.
5- پیشنهاد می شود پژوهشگران نقش سایر عوامل مؤثر بر شادکامی و بهزیستی ذهنی مانند (حمایت اجتماعی، خوش بینی، سلامت روان و …) را نیز مورد بررسی قرار دهند.
6- یافته های این پژوهش همسو با سایر پژوهش های انجام شده، بیانگر نقش و اهمیت مهم تاب آوری، خودکارآمدی و امیدواری در شادکامی است و باید مورد توجه روان شناسان، مشاوران و متخصصان بالینی قرار گیرد.
منابع
منابع فارسی
اسماعیلی فر، ندا؛ شفیع آبادی، عبدالله و احقر، قدسی (1390). سهم خودکارآمدی در پیش بینی شادکامی. اندیشه و رفتار. 5 (19). 27-34.
آرجیل، میکائیل (1383). روان شناسی شادی. ترجمه مهرداد کلانتری؛ مسعود گوهری؛ حمید طاهرنشاط دوست؛ حسن پالاهنگ و فاطمه بهرامی. اصفهان: انتشارات جهاد دانشگاهی.
آیزنگ، مایکل (1378). همیشه شاد باشید. ترجمۀ: زهرا چلونگر. تهران: انتشارات نسل نواندیش.
بیابانگرد، اسماعیل (1374). بررسی رابطه میان منبع کنترل اولیاء و معلمان بر منبع کنترل و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان. مجموعه مقالات چهارمین سمپوزیوم جایگاه تربیت، تهران: دبیرخانه سمپوزیوم جایگاه تربیت.
بختیارپور دشت بزرگ، پروین؛ عابدی، محمدرضا (1381). بررسی وضیعت بهداشت روانی معلمان استان اصفهان در سال تحصیلی 79-81. فصلنامه آموزه، 17، 73-80.
بهادری خسروشاهی، جعفر؛ هاشمی نصرت آباد، تورج (1390). رابطۀ امیدواری و تاب آوری با بهزیستی روان شناختی دانشجویان. مجله اندیشه و رفتار. 6 (22)؛ 41-50.
بیجاری، هانیه؛ قنبری هاشم آبادی، بهرامعلی؛ آقامحمدیان شعرباف، حمیدرضا و همایی شاندیز، فاطمه (1388). بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر رویکرد امیددرمانی بر افزایش میزان امید به زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان. مطالعات تربیتی و روان شناسی دانشگاه فردوسی. 10 (1)؛ ص 171-184.
حسن آبادی، حمیدرضا (1380). بررسی باورهای معرفت شناختی و باورهای خودکارآمدی دانش آموزان و دانشجویان پسر و دختر شهر تهران. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشکده علوم تربیتی و روان شناختی دانشگاه تهران.
حسنی، پرخیده و چراغی، فاطمه و ی غمایی،

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تحقیق رایگان دربارهسازمان ملل، سازمان ملل متحد، منشور ملل متحد
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید