نیست بلکه سبب انسجام این نهاد‌ها نیز می‌‌شود. سرمایه اجتماعی مجموعه‌ای از هنجارهای موجود در سیستم اجتماعی است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه شده و موجب پایین آمدن سطح هزینه‌ای تبادلات و ارتباطات می‌شود.
2-4-2- سرمایه اجتماعی در سطح سازمانی
در تحقیقات کوهن و پروساک (2001) به ایده بررسی سرمایه اجتماعی در سطح سازمان‌ها اشاره شده است. افرادی مانند کوهن و پروساک اعتقاد دارند که سرمایه اجتماعی می‌تواند به توسعه اقتصادی کمک کند. برخی از مزایای مورد اشاره توسط این افراد به شرح زیر است:
“به اشتراک گذاشتن بهتر دانش، ایجاد روابط مبتنی بر اعتماد، ایجاد روح تعاون (درون سازمان، بین سازمان و مشتریان و شرکا)، کاهش نرخ جابه‌جایی، کاهش هزینه های استخدام، کمک به آموزش، ابقای دانش سازمانی، کاهش تغییرات نیروی کار، افزایش فعالیت مرتبط با ثبات سازمانی و درک مشترک”.
2-5- ابعاد سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی را از منظر‌های مختلفی می‌توان مطالعه کرد. موارد زیر ابعادی هستند که می‌توانند ما را در تبیین بهتر سرمایه یاری کنند: 1.اعتماد (اجتماعی بین نژادها )، 2.مشارکت سیاسی، 3. عضویت در گروه‌های اجتماعی 4. ادیان و مذاهب.
با این همه و متناسب با تعریف و ابعاد سرمایه اجتماعی، عوامل مؤثر در افزایش یا کاهش آن، یا محور‌ها، معیارها و شاخص‌هایی برای اندازه‌گیری آن معرفی شده است که طیفی به نسبت گسترده را از مسائل کلان و خرد دربردارد:
* اعتماد و میزان آن بین شهروندان و حکومت و نهادهای برآمده از آن
* احساس امنیت
* تعاملات اجتماعی، شامل روابط همسایگی، خویشاوندی، دوستی و کاری
* نهادهای عمومی و مدنی
* عضویت در مجامع، باشگاه‌ها انجمن‌ها و گروه‌های اجتماعی
* تمایل به فعالیت در متن اجتماع و همکاری‌های اجتماعی
* دسترسی به اطلاعات و میزان اطلاع‌رسانی در سطح جامعه
* تحمل‌پذیری نسبت به تنوع و تکثر
* ارزشمند دانستن زندگی
* آگاهی عمومی
* پایبندی حکومت به قانون و مقررات
* احترام به یکدیگر
* احساس وفاداری به کشور
* تفکر عقلایی
* نظم‌پذیری
* کارآمدی حکومت
* فساد در سطح حاکمیت و جامعه
* شرکت در انتخابات
* روزنامه خواندن
2-6- تعریف مفهومی و تجربی سرمایه اجتماعی
مرور ادبیات سرمایه اجتماعی به سرعت برای خواننده آشکار می کند که پژوهشگران مختلف در زمینه تعریف سرمایه اجتماعی اتفاق نظر ندارند. یکی از موثرترین تعاریف ارائه شده را اما می توان در مقاله کوتاهی از جامعه شناس فرانسوی پیر بوردیو9 (2001) با عنوان ” انواع سرمایه ” یافت، که در آن وی چهار نوع عمده سرمایه – فیزیکی، انسانی، فرهنگی و اجتماعی- را توصیف و مقایسه می کند (کاظمی پور، 1383).
سرمایه فیزیکی10 ناظر بر پدیده هایی همچون ثروت، درآمد، مستغلات، اتومبیل و نظایر آن است. سرمایه انسانی11 به چیزهایی نظیر تحصیلات، معلومات و آموزها و مهارتهای کاری اطلاق می شود، که اگر چه سرمایه متعارف (یا فیزیکی) نیستند، اما قابلیت تبدیل به آن را دارند. سرمایه فرهنگی12، ناظر بر نوع پرورش فرهنگی فرد است و به چیزهایی نظیر نگاه آینده نگر، انضباط شخصی، پرکاری، اهمیت قایل شدن برای تحصیلات و برنامه ریزی و بالاخره ارج نهادن به کسب دستاوردهای اقتصادی اطلاق می شود. برخلاف سرمایه انسانی، که ماهیتی فردی و اکتسابی داشته، محصول تلاشی خودآگاهانه است، سرمایه فرهنگی ماهیتی جمعی دارد و به صورت نا خود آگاه و از طریق محیط خانوادگی و اجتماعی به درون روح و شخصیت افراد رسوخ می کند. با وجود این، هر دوی آنها در این خصوصیت مشترکند که قابلیت تبدیل شدن به سرمایه فیزیکی را دارند. نوع چهارم سرمایه، یعنی سرمایه اجتماعی، اشاره به منابعی دارد که افراد بواسطه حضور یا تعلقشان به یک گروه اجتماعی به آنها دسترسی می یابند. این گروه می تواند به بزرگی ملت و یا به کوچکی خانواده باشد. منابع نیز می تواند شامل چیزهایی ملموس همچون پول، مسکن، شغل، حمایت اجتماعی و یا امکانات غیر ملموسی همچون اطلاعات مفید، مشاوره فکری و آرامش روحی باشند پورتز13 (1998). فرد دارای سرمایه اجتماعی زیاد کسی است که شبکه روابط وسیعتری داشته باشد (یعنی با افراد بیشتری در تماس باشد) این روابط از عمق، صمیمیت، و اعتماد قابل توجهی برخوردار باشند. و بالاخره افرادی که شخص با آنها در ارتباط است دارای میزان قابل اعتنایی از سرمایه فیزیکی، انسانی و یا فرهنگی باشند (کاظمی پور، 1383).
2-7- نظریه پردازان سرمایه اجتماعی
به طور کلی، اغلب محققان علوم اجتماعی در تعریف سرمایه اجتماعی بر نقش شبکه ها و هنجارهای مدنی تاکید دارند (هیالی14، 2001). پیشرفت نظری سرمایه اجتماعی مدیون این نظریه پردازان می باشد: بوردیو15 (1986)، کلمن16 (1988؛ 1990) پوتنام17 (1993)، فوکویاما18 (1995)، پورتز19 (1998)، هالپرن20 (1999؛2001) و ولکاک (2001). در زمینه سرمایه اجتماعی می توان به سه نفر به طور مشخص اشاره کرد: پوتنام از سنت فلسفی، کلمن و بوردیو از سنت جامعه شناسی. در حالی که آثار کلمن به شدت بر محققان آمریکای شمالی در تحقیقات مربوط به سرمایه اجتماعی تاثیر گذاشته، آثار بوردیو بیشتر بر محققان اروپایی موثر بوده است. این دو نفر در دو قاره مختلف، در یک زمان واحد در مورد نظریه سرمایه اجتماعی بحث می کردند ولی ظاهراً از کار یکدیگر چندان مطلع نبودند (شارع پور، 1383).
2-8- اجزای سرمایه اجتماعی
می توان گفت که سرمایه اجتماعی دارای دو جزء: اعتماد و پیوند است. این دو جزء معرف تقسیم بندی سنتی موجود در نظریه اجتماعی بین ساختار و محتوا است (زیمل، 1971) و از بعد دیگر می توان گفت که این دو جزء، بیانگر جنبه های کیفی و کمی در سرمایه اجتماعی هستند. (شارع پور، 1383)
اعتماد: اعتماد عبارت است از تمایل افراد به قبول ریسک در یک موقعیت اجتماعی، که این تمایل مبتنی بر حس اطمینان به این نکته است که دیگران به گونه ای که انتظار می رود عمل نموده و شیوه ای حمایت کننده را در پیش خواهند گرفت. به تعبیر فوکویاما: “اعتماد، انتظاری است که در یک اجتماع منظم، صادق و دارای رفتار تعاونی خودرا نشان می دهد” (شارع پور، 1383).
2-8-1- پیوندها در سرمایه اجتماعی
دومین جزء سرمایه اجتماعی بیانگر پیوندهای عینی بین افراد و به عبارت دیگر، ارتباطات آنها با یکدیگر است. پیوندها می تواند از دو نوع باشد: (شارع پور، 1383)
الف- افراد می توانند به شیوه ای غیر رسمی از طریق دوستی ها و دیگر انواع پیوندهای شبکه ای با یکدیگر در ارتباط باشند. به عبارت دیگر، هر فردی دارای یک شبکه اجتماعی است که این شبکه می تواند حاوی انواع روابط باشد نظیر دوستی یا پیوند های عاطفی، نزدیکی در فضا مانند همسایگی یا مجاورت مکانی در اداره، روابط خویشاوندی و نظایر آن.
ب- جدا از پیوندهای غیر رسمی با دیگران، فرد می تواند از طریق عضویت رسمی در انجمن ها و گروههای داوطلبانه، با دیگران در ارتباط باشد.
2-8-2- مفهوم سرمایه فکری
سرمایه فکری فراهم کننده یک پایگاه منابع جدید است که از طریق آن سازمان می تواند به رقابت بپردازد. بنتیس21 (1998) معتقد است سرمایه فکری عبارت از تلاش برای استفاده موثر از دانش (محصول نهایی) در مقابل اطلاعات (ماده خام) است. سرمایه فکری اصطلاحی برای ترکیب دارایی نا ملموس بازار، دارایی فکری، دارایی انسانی و دارایی زیر ساختاری است، که سازمان را برای انجام فعالیتهایش توانمند می سازد. از دیدگاه روس22 و همکاران (1997) سرمایه فکری شامل همه فرایندها و دارایی هایی است که معمولاً در ترازنامه نشان داده نمی شوند و هم چنین شامل دارایی های نا ملموسی است ( مثل، مارک های تجاری، حق ثبت و بهره برداری و نامهای تجاری) که در روشهای حسابداری مدرن مورد توجه قرار داده می شوند. به عبارت دیگر، سرمایه فکری عبارت از جمع دانش اعضاء سازمان و کاربرد دانش آنها است. استوارت معتقد است سرمایه فکری شامل دانش، اطلاعات، دارایی فکری و تجربه است که می تواند برای ثروت آفرینی مورد استفاده واقع شود. سرمایه فکری توانایی ذهنی جمعی یا دانش کلیدی به صورت یک مجموعه است (قلیچ لی، 1385). در جدول 2-1 برخی از تعاریف موجود در ادبیات آورده شده است.
جدول 2-1- تعاریف سرمایه فکری (منبع؛ جعفری، رضائی نور و حسنوی. 1385)
نویسنده
تعریف
هال
می تواند بعنوان دارائیها (مانند مارک تجاری) یا مهارتها (مانند دانش فنی پرسنل، فرهنگ سازمانی) طبقه بندی شود.
ادوینسون و سالیوان
دانشی که می تواند به ارزش تبدیل شود
بروکینگ
ترکیبی از چهار بخش عمده: دارائیهای بازار، دارائیهای انسان محور، دارائیهای فکری، دارائیهای زیرساختی.
سویبی
شامل سه طبقه دارائیهای ناملموس میباشد: ساختار داخلی، ساختار خارجی و شایستگی کارکنان.
روز و همکاران
شامل یک بخش فکری (برای مثال سرمایه انسانی) و یک بخش غیر فکری (برای مثال سرمایه ساختاری) است.
استوارت
اقلام فکری که بدست آمده، رسمی شده و جهت تولید یک دارائی با ارزش افزوده بیشتر بکار گرفته شده است.
بونتیس و همکاران
مفهومی که تمامی منابع ناملموس و ارتباطات داخلی آنها را طبقه بندی میکند.
لیو
منابع سودهای آینده (ارزش)، که توسط نوآوری، طراحی های منحصر بفرد سازمان یا تجربیات نیروی انسانی تولید می شوند.
2-8-3- عناصر سرمایه فکری
به طور کلی محققان و دست اندر کاران رشته سرمایه فکری، بر روی سه عنصر آن اتفاق نظ دارند: سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه ربطه ای، که در این بخش به توضیح آنها پرداخته شده است.
2-8-3-1- سرمایه انسانی
سرمایه انسانی نشان دهنده موجودی دانش افراد یک سازمان است. روس23 و همکاران (1997) نیز بحث می کنند که کارکنان، سرمایه فکری را از طریق شایستگی، نگرش و چالاکی فکری شان ایجاد می کنند. هم چنین، بروکینگ24 (1997) معتقد است دارایی انسانی یک سازمان شامل مهارتها، تخصص، توانایی حل مسئله و سبک های رهبری است. استوارت25 (1997) اظهار می کند اگرچه در یک سازمان یادگیرنده، کارکنان به عنوان مهمترین دارایی در نظر گرفته می شوند، با این وجود آنها در تملک سازمان نیستند، چرا که هنوز یک بحث داغ این است که آیا دانش جدید ایجاد شده توسط کارکنان، متعلق به سازمان است یا خیر؟ برای مثال، یک برنامه نویس نرم افزار یک شرکت که در تعطیلات آخر هفته در منزل یک برنامه تدوین می کند، آیا شرکت هنوز می تواند ادعا کند که این برنامه متعلق به آن است؟ سرمایه انسانی سبب شده است که سازمانها تا حد زیادی به دانش و مهارت های کارکنانشان برای ایجاد درآمد، رشد و هم چنین، بهبود کارایی و بهره وری متکی شوند (قلیچ لی، 1385).
2-8-3-2- سرمایه ساختاری
سرمایه ساختاری شامل همه ذخایر غیر انسانی دانش در سازمان می شود که در بر گیرنده پایگاههای داده، نمودارهای سازمانی، دستورالعملهای اجرایی فرایندها، استراتژیها، برنامه های اجرایی، و به طور کلی هر آنچه که ارزش آن برای سازمان بالاتر از ارزش مادی اش باشد است. به عبارت روشن تر، روس26 و همکاران (1997) معتقدند سرمایه ساختاری عبارت است از هر آنچه که در شرکت باقی می ماند پس از آنکه کارکنان به هنگام شب به خانه می روند. بروکینگ27 (1997) اظهار می دارد سرمایه ساختاری شامل دارایی های فکری، مثل دانش فنی، مارک های تجاری و حق ثبت بهره برداری، می شود. به علاوه، طبق نظر استوارت سرمایه ساختاری عبارت است از دانش موجود در فناوری اطلاعات، حق ثبت و بهره برداریف طرح ها و مارکهای تجاری است. از دیدگاه بنیتس اگر یک سازمان دارای نظام ها و رویه های کاری ضعیفی باشد، سرمایه فکری کلی به حداکثر توانایی بلقوه اش دست نخواهد یافت. در حالی که، سازمانهایی با سرمایه ساختاری قوی دارای یک

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه با موضوعفشار تقاضا، مرور زمان
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید