شوند در حالی که داد و ستد و بازخوردها بین خوشه ها وابستگی بیرونی گفته می شوند.وابستگی درونی و بیرونی بهترین وسیله ای است که تصمیم گیران می توانند اتخاذ کنند و مفاهیم تأثیرگذاری وتأثیرپذیری ،بین خوشه ها وبین عناصر را با توجه به یک عنصرخاص ارائه می نمایند.مقایسات زوجی شامل همه ترکیب های روابط عنصر/خوشه به شکلی نظام مند انجام می گیرند. مشابه فرآیند تحلیل سلسله مراتبی ،عناصرتصمیم در هر خوشه به نسبت اهمیت آنها نسبت به یک عامل کنترلی به صورت زوجی با یکدیگر مقایسه می شوند،همچنین خوشه ها نیز به نسبت میزان اهمیت آنها در برآورده شدن هدف با یکدیگر مقایسه می گردند.همچنین به منظور استخراج بردارهای الویت (وزن) مربوط به وابستگی های داخلی عناصرهرخوشه و همچنین وابستگی های شامل عناصردو خوشه،تمامی عناصر خوشه های دارای وابستگی داخلی و متقابل به نسبت تک تک عناصردیگر خوشه مرتبط به صورت زوجی مورد مقایسه قرار می گیرند و ماتریسهای مختلف مشاهدات زوجی را تشکیل می دهند.فرآیند تحلیل شبکه ای درست مانند فرآیند تحلیل سلسله مراتبی از همان مقیاس مقایسه ای(1 تا 9) استفاده می کند.این مقیاس مقایسه ،تصمیم گیرنده را قادر می سازد تا تجربه و دانش را در کنار هم گرد آورد و نشان می دهد یک عنصر باتوجه به معیار-چندبار عنصر دیگر را در بر می گیرد.این مقیاس اعداد مطلق(ونه ترتیبی،فاصله ای یا نسبی)است.تصمیم گیرنده می تواند ترجیح های خود را بین اعداد هر زوج عناصر بصورت برابر (یاعدم ترجیح)،نسبتاً مهم تر،مهم تر،خیلی مهمتر،بی نهایت مهمتر بیان کند.این ترجیحات توصیفی آنگاه به مقادیر(ارزش های) عددی 9،7،5،3،1 -به ترتیب – تبدیل می شوند و مقادیر 8،6،4،2 به عنوان ارزش های میانی برای مقایسات بین دو قضاوت متوالی تعبیر می شوند.معکوس این ارزش ها برای قضاوت های ترانهاده مربوط مورد استفاده قرار می گیرند.
جدول 2-3- مقادیر ترجیحات برای مقایسه های زوجی
ترجیحات (قضاوت شفاهی)
مقدار عددی
کاملاً مرجع یا کاملاً مهم تر یا کاملاً مطلوب تر
Extremely Preferred
9
ترجیح یا اهمیت یا مطلوبیت خیلی قوی
Very Strongly Preferred
7
ترجیح یا اهمیت یا مطلوبیت قوی
Strongly Preferred
5
کمی مرجح یا کمی مهمتر یا کمی مطلوبتر
Moderately Preferred
3
ترجیح یا اهمیت یا مطلوبیت یکسان
Equally Preferred
1
ترجیحات بین فواصل قوی
8و6و4و2
هنگامی که عنصر i با j مقایسه می شود،یکی از اعداد بالا به آن واگذار می شود.هم چنین در مقایسه ی عنصر j با i ،مقدار معکوس آن عدد واگذار می شود(.در ماتریس های مقایسات زوجی،سطر i با ستون j مقایسه می شود.بنابراین همه ی عناصر قطر اصلی این ماتریس عدد یک می باشد.هم چنین هر مقدار زیر قطر اصلی ،معکوس مقدار بالای قطر است. بعد ازایجاد ماتریس مقایسات زوجی می توان بردار وزنهای نسبی را محاسبه نمود.جهت محاسبه وزن نسبی ماتریس مقایسات زوجی در ANP مانند AHP، از روش بردار ویژه با حل معادله زیر به دست می آید: که A ماتریس مقایسات زوجی ،w بردار ویژه، بزرگترین مقدارویژه A می باشد.
مرحله سوم: تشکیل سوپرماتریس
برای محاسبه وزن نهایی در یک سیستم با اثرات وابستگی،بردارهای وزن محلی در ستونهای مناسب در ماتریسی تحت عنوان سوپرماتریس قرار داده می شوند.در شکل زیر ساختار یک سوپرماتریس نشان داده شده است.







شکل 2-21- ساختار سوپرماتریس
سوپرماتریس متشکل از این بخش هاست:
بیانگر N خوشه ، بیانگر n عنصر در این N خوشه ،بلوک در بر گیرنده ی بردارهای وزنی یا الویت مربوط به تاثیر عنصرها در خوشه ی i با توجه به خوشه ی j است.اگر خوشه ی i تاثیری در خوشه ی j نداشته باشد،آن گاه خواهد بود ماتریسی که در این گام به دست می آید “سوپرماتریس اولیه” یا “سوپرماتریس غیر وزنی” نامیده می شود.
سوپر ماتریس تشکیل شده با نرمال کردن تمامی ستونهای آن به سوپرماتریس وزنی تبدیل شده و سپس برای به دست آوردن بردار وزن نهایی ،این سوپرماتریس بر پایه ی روش “زنجیره های مارکوف” آن قدر به توان می رسد(در خود ضرب می شود) که سطرهای آن به اعداد ثابتی میل کنند(ساعتی،1996) که به این ماتریس سوپرماتریس حدی می گویند:
مرحله چهارم:محاسبه بردار وزن نهایی(انتخاب بهترین آلترناتیو )
وزن معیارها و وزن گزینه ها،در سوپرماتریسی که سطرها به مقدار ثابتی میل کنند،به دست خواهد آمد.در این ماتریس گزینه ای که بیشترین وزن پایانی را داشته باشد،بهترین گزینه است.
2-15-پیشینه تحقیق
هر سازمانی برای تحقق اهداف خود دست کم نیازمند سه نوع سرمایه است که مکمل یکدیگرند و رشد و توسعه سازمان نیز مشروط به حضور هر سه دسته سرمایه حداقلی یعنی سرمایه اجتماعی، انسانی و اقتصادی است. امروزه ادبیات توسعه در مبحث سرمایه حاوی صور متعددی از این مفهوم است. سرمایه در معنای عام خود دلالت بر مجموعه دارایی ها، امکانات و منابع در اختیار دارد که در قالب و اشکال مختلف نمود پیدا می کند (اعتصامی و فاضلی کبریا، 1388).
از سرمایه تقسیم بندیهای گوناگونی به عمل آمده است. در یک دسته بندی سرمایه را به چهار دسته سرمایه اقتصادی،انسانی،فرهنگی و اجتماعی تقسیم می کنند.منظور از سرمایه اقتصادی دارایی های مالی یا زیرساخت های مادی یا زیر ساختهای مادی شامل ساختمان و ماشین های تولیدی و تجهیزات است (منظور و یادیپور، 1387) .
سرمایه انسانی68نیز مفهومی است که در برگیرنده مهارت ها و توانمندی هایی چون دانش تخصصی موجود در پرسنل سازمان است (پنگ لین69،2011) .
سرمایه فرهنگی70: یکی دیگر از ابعاد سرمایه است. به تعبیر بوردیو وقتی از سرمایه فرهنگی سخن می گوییم مجموعه ای از دانش ها و توانایی های شناختی را مد نظر قرار می دهیم که در شکل کالاها و ابزارهای فرهنگی متجلی می شود. در این معنا که بی شباهت به مفهوم سرمایه انسانی در نزد کلمن نیست، سرمایه فرهنگی تمام آن چیزی است که امروزه ما به عنوان کالاهای فرهنگی می شناسیم. این کالاها صورتی از سرمایه فرهنگی هستند که بر روابط اجتماعی و ساخت شبکه پویا و کارآمد اجتماعی تأثیر می گذارند. و در نهایت سرمایه اجتماعی به عنوان بعد چهارم حاصل انباشت منابع بالقوه و یا بالفعلی مانند: تخصص ها و مهارت ها است که مربوط به مالکیت یک شبکه بادوام از روابط کم و بیش نهادینه شده در بین افرادی است که با عضویت در یک گروه ایجاد می شود. سرمایه اجتماعی در روابط میان افراد تجسم می یابد و موقعی سرمایه اجتماعی بوجود می آید که روابط میان افراد به شیوه ای دگرگون شود که کنش را تسهیل کند. سرمایه اجتماعی مجموعه هنجارهای موجود در سیستم های اجتماعی است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه گردیده و موجب پایین آمدن سطح هزینه های تبادلات و ارتباطات می گردد (منظور و یادیپور، 1387).
ناهاپیت و گوشال با رویکردی سازمانی به طبقه بندی سرمایه اجتماعی پرداخته و آن را شامل ابعاد ساختاری،شناختی و رابطه ای می دانند (فیضی و رونقی، 1390).
بعد ساختاری: بعد ساختاری به پیکربندی غیرشخصی پیوندهای بین افراد و یا واحدهای اجتماعی اشاره دارد. وجوه مهم تحت این بعد، سه بعد پیوند شبکه، ترتیبات شبکه، و ثبات شبکه می باشد (یانگ کوح،2011).
پیوند های موجود در شبکه: پیوند شبکه در بردارنده ی شیوه های خاصی است که اعضای واحد اجتماعی با یکدیگر مرتبط شده اند و با یکدیگر همکاری می کنند (گودرزوند، 1390).
به طور کلی شامل وسعت و شدت ارتباطات موجود در شبکه می باشند (الوانی و شیروانی، 1385).
ترتیبات شبکه: تعیین کننده الگوی های پیوند میان اعضای واحدهای اجتماعی است (گودرزوند، 1390). و شامل سلسله مراتب شبکه، میزان ارتباط پذیری و تراکم شبکه می باشد. ثبات شبکه: در بردارنده میزان نزدیکی و شباهت افراد در یک واحد اجتماعی است (گودرزوند، 1390).
به طور کلی این بعد در بردارنده این است که تا چه اندازه شبکه ایجاد شده برای یک هدف خاص ممکن است برای اهداف دیگر استفاده شود (الوانی و شیروانی، 1385).
بعد شناختی: بعد شناختی به آن دسته از جنبه ها که بازنمایی ها، تفاسیر و سیستم مفهومی به اشتراک گذارده شده بین اعضای گروه را فراهم می کند، توجه دارد و وسعت سهیم شدن اعضای تیم پروژه در ادراکی مشترک و گسترش یک رویه شناختی مشترک در میان خودشان را منعکس می کند (یانگ کوح.، و رولینسون71،2011).
مهمترین جنبه های این بعد زبان مشترک، یعنی ابزاری است که از آن طریق افراد با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و اطلاعات را تبادل می کنند. زبان مشترک قابلیت ترکیب اطلاعات را افزایش می دهد (فیضی و رونقی، 1390).
در حکایت های مشترک، یعنی داستان ها و استعاره هایی است که در یک جامعه موجب حفظ مجموعه های معانی می شود (فیضی و رونقی، 1390).
بعد رابطهای: روابط شخصی که مردم در میان خودشان به واسطه سوابق تقابلات (در شرایط محیطی سازمان کم نیست) پرورش می دهند. یک جنبه مهم بعد رابطه ای اعتمادی است که در میان اعضای یک گروه پرورش می یابد(یانگ کوح.،و رولینسون 2011).
مهمترین جنبه های این بعد از سرمایه اجتماعی اعتماد، هنجارها، بایستها و هویت می باشد. وجود سرمایه اجتماعی در سازمان پیامدهای گوناگونی را برای سازمان به ارمغان می آورد که از آن جمله می توان به خلاقیت سازمانی اشاره کرد.
خلاقیت سازمانی در یک مفهوم ویژگی ها، توانایی ها و اقدامات خلاقانه تمام کارکنان سازمان تعریف شده است.ون دون و همکاران معتقدند که “خلاقیت سازمان بنیانی برای فرآیند نوآوری است و نوآوری بخشی از سیستمی است که آن را تولید می کند، این سیستم همان سازمان یا سازماندهی است”. ویکاری،خلاقیت سازمانی را نتیجه ی شرایط و حالات تمامی سازمان می داند که تنها در خلاقیت های فردی افراد خلاصه نشوند و حاصل جمع خلاقیت های فردی نیز نباشد ، خلاقیت سازمانی بافتی را شامل می شود که در آن تمام افراد با هم همکاری وهمیاری دارند. به اعتقاد باسادور، خلاقیت سازمانی با بهبود مستمر مترادف است .خلاقیت سازمانی فرایند چرخشی از یافتن، حل مداوم مسائلی است که تغییرات ارزشمندی را در سازمان در جهت دستیابی به موفقیت توانمند می سازند (یزدانی،1385).
در تعریفی دیگر خلاقیت سازمانی فرآیند تولید ایده های نوین سازمانی و یافتن راه حل های جدید حل مسائل سازمان است (گلستان هاشمی ،1380:ص146).
خلاقیت سازمانی ارائه فکر و طرح نوین برای بهبود وافزایش کمیت یا کیفیت فعالیت های سازمان است (حقایق،1380؛اسحاقی،1387:ص224).
خلاقیت سازمانی فرآیندی است که به وسیله افراد در یک جامعه پیچیده سازمانی جهت به دست آوردن ارزش، محصولات جدید مفید، خدمت و ایده انجام می شود(آندریوپولوس و داوسون72،1390:ص27).
در یک جمع بندی می توان خلاقیت سازمانی را کلیه فرایندها و شرایط حاکم بر سازمان که راه را برای خلق ایده های جدید افراد فراهم آورده وسازمان را در قبول تغییرات واصلاحات پیشنهادی توسط افراد، ترغیب نماید دانست. به عبارت دیگر خلاقیت سازمانی کلیه فرایند های جاری در سازمان است که افراد را به ارائه ایده های نو وسازمان را به قبول ایده های نو تشویق می نماید (یزدانی،1385).
منابع اصلی خلق ایده های سازمانی به دو دسته اصلی تقسیم می شوند. منابع برون سازمانی از قبیل: کالا یا خدمات موجود در بازار، فعالیت های تجاری و تکنولوژی های موجود در بازار، مراکز تحقیقاتی(R&D) صنعتی، نمایشگاه ها،

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تحقیق رایگان دربارهافغانستان، سلسله مراتب، منشور ملل متحد
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید