فرهنگ حمایتی خواهند شد که به افراد امکان می دهد تا دست به کارهای جدیدی بزنند، با شکست روبرو شوند و یاد بگیرند. هم چنین چن و همکاران28 (2004) معتقدند سرمایه ساختاری می تواند به کارکنان پشتیبانی برای تحقق عملکرد فکری بهینه و هم چنین عملکرد کسب و کار سازمان کمک کند. سرمایه ساختاری تابعی از سرمایه انسانی نیز می باشد. بنابراین، سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی در تعامل با یکدیگر به سازمانها کمک می کنند که به طور هماهنگ سرمایه مشتریان را شکل و توسعه داده و بکار گیرند (قلیچ لی، 1385).
2-8-3-3- سرمایه رابطه ای
استوارت29 (1997) اظهار می دارد موضوع اصلی سرمایه مشتری، دانش موجود در کاناتهای بازاریابی و روابط با مشتریان است. سرمایه مشتری نشان دهنده توانایی بلقوه یک ازمان به خاطر عوامل نامشهود بیرونی اش است. هم چنین، چن و همکارانش سرمایه مشتری را در قالب قابلیت بازار یابی، شدت بازار و وفاداری مشتری طبقه بندی می کنند. فورنل در نتیجه مطالعات خود دریافت که رضایت مشتریان می نتواند رابطه کسب و کار را حفظ کند، انعطاف پذیری قیمت محصول را کاهش می دهد و اعتبار یک شرکت را افزایش می دهد. این مطالعات شواهد بیشتری را درباره اهمیت سرمایه مشتری به عنوان یک جزء کلیدی سرمایه فکری کلی یک سازمان فراهم می سازد. رشد سرمایه مشتری به حمایت از سرمایه انسانی و سرماه ساختاری بستگی دارد. به طور کلی، سرمایه مشتری، که به عنوان یک پل و واسطه در فرایند سرمایه فکری عمل می کندف عامل تعیین کننده اصلی در تبدیل سرمایه فکری به ارزش بازاری و در نتیجه، عملکرد کسب و کار سازمان است. تعاریف جدید، مفهوم سرمایه مشتری را به سرمایه رابطه ای توسعه داده اند، که شامل دانش موجود در همه روابطی است که با مشتریان، رقبا، تامین کنندگان، انجمن های تجاری یا دولت برقرار می کند (قلیچ لی، 1385).
2-8-4- رابطه سرمایه اجتماعی و فکری
به اعتقاد بیک زاد و پور محمدی (1390) یک سازمان یک گروه اجتماعی است، که مشخصه آن سرعت وکارآیی در ایجاد وانتقال دانش می با شد. این یک دیدگاه نسبتاً جدید و مهم درباره تئوری سازمان است که در حال حاضر از سوی چندین صاحبنظر دیگرارائه شده است. این نویسندگان اساساً بحث می کنند که سازمان ها دارای قابلیت ها ی خاصی برای خلق وتسهیم دانش هستند، که برای آنها در مقایسه با سازمان های دیگر مزیت مشخصی ایجاد می کنند. سرمایه اجتماعی یکی از قابلیت ها ودارائی های مهم سازمانی است که می تواند به سازمان ها در خلق و تسهیم دانش کمک بسیاری کند. برخی از محققان و نویسندگان در مدل های مفهومی خود، سرمایه اجتماعی را عنصری از سرمایه فکری در نظر می گیرند، و برخی دیگر آن را به عنوان یک عامل مؤثر در ایجاد سرمایه فکری مورد بحث قرار می دهند. بنتیس در مدل سرمایه فکری خود اگرچه از عنوان سرمایه اجتماعی استفاده نمی کند. با این وجود اذعان می کند که اعتماد و فرهنگ تسهیل کننده سرمایه فکری درسازمان ها هستند.
برای استفاده درست و موثر از سرمایه های فکری نیاز به روابطی مبتنی بر عتماد در سازمان وجود دارد و در صورت وجود چنین رابطه ای که در واقع ستاده وجود سرمایه اجتماعی قوی در سازمان است می توان از سرمایه های فکری و ابعاد مربوط به آن از جمله سرمایه انسانی، ساختاری و رابطه ای نهایت استفاده را کرد (بیک زاد و پور محمدی، 1390). در شکل 2-1 در ذیل تاثیر سرمایه اجتماعی بر خلق سرمایه فکری را به وضوح نمایش می دهد.
شکل 2-1- تاثیر سرمایه اجتماعی بر خلق سرمایه فکری (بیک زاد و پور محمدی به نقل از قلیچ لی، 1390)
2-8-5- اهمیت سرمایه فکری در بافت غیرانتفاعی
سرمایه فکری قادر به سازگاری با چالشهای محیط غیرانتفاعی در اقتصاد دانش محور است؛ زیرا برخی از مبانی نظری سرمایه فکری از کانون درونی تئوری شایستگی اصلی سرچشمه می‌‌گیرند. سرمایه فکری به انتقال کانون استراتژیک سازمانهای غیرانتفاعی به منابع فکری،شامل: دانش، مهارتها و تجربه کمک می کند و این برای سازمانهای غیرانتفاعی مهم است؛ زیرا فعالیتها و تغییرهای استراتژیکی که در سازمانها انجام می شوند به طور عمده از راه ابتکارهای درونی کارکنان و داوطلبان هدایت می شوند تا نیروهای خارجی نظیر کارگزاران دولتی. بنابراین احتمالا مقاومت در برابر آن فعالیتها و تغییرات استراتژیک از طرف کارکنان و داوطلبان کمتر خواهد شد.
در سازمانهای انتفاعی، سود به عنوان یک زبان مشترک برای ارتباط‌ها، تفویض و هماهنگی، و به عنوان وسیله‌ای برای اندازه گیری موفقیت سازمان و معیار عملکرد عمل می کند. بنابراین همان‌گونه که پیشتر اشاره شد، سازمانهای غیرانتفاعی در صورت اجرای مدیریت استراتژیک انتفاعی که بر ذخیره هزینه و ارزش پول تاکید دارند، آسیب پذیر هستند. موریتسن و همکاران30 (2001) تاکید می کنند که سرمایه فکری در ارتباط با پرسشهایی درباره هویت، مانند: شما چه کسی هستی و چه چیزی می خواهی بشوی؟ است و بنابراین سرمایه فکری فقط یک هدف مربوط به منابع فکری نیست بلکه هویتی است که به وسیله قابلیت و دانش اینکه یک سازمان چه چیزی می تواند انجام دهد، درست شده است. در نتیجه، رویکرد سرمایه فکری، رهبران غیرانتفاعی را ملزم به تجدیدنظر در ماموریت و دلیل وجودی اجتماعی شان می کند. سرمایه فکری برای سازمانهای غیرانتفاعی مهم شده؛ زیرا نه تنها به این سازمانها کمک می کند تا از جابه جایی هدف و توزیع منابع پرهیز کنند، بلکه همچنین به آنها یاری می دهد تا دوباره هدفهاشان را روی ابعاد اجتماعی متمرکز کنند، که بعضا بوسیله فعالیت در محیطهای قرارداد تجاری تحت جنبش اصلاح بخش عمومی، مورد تحریف قرار گرفته است.
بیشتر منابع سازمانی در طول عمر خود، بازده کاهشی و یا افزایشی دارند. برای نمونه، یک دارایی فیزیکی در اثر استفاده مستهلک می‌شود. از طرفی، ارزش سرمایه فکری در اثر استفاده کاهش نمی‌یابد. پپارد و ریلاندر بیان می کنند که منابع سرمایه فکری همزمان می تواند توسط کاربران زیادی در جاهای مختلف به کار گرفته شود، بنابراین از لحاظ اقتصادی‌، غیررقابتی هستند. این بدین خاطر است که زمانی که سرمایه فکری مورد شناسایی و چالش قرار می گیرد ممکن است دانش جدید توسعه داده شود. بنابراین سرمایه فکری اغلب با بازده افزایشی شناخته می‌شود؛ یعنی ارزش ایجاد شده به ازای هر واحد مصرف شده سرمایه گذاری افزایش می‌یابد. ویژگی غیررقابتی سرمایه فکری برای سازمانهای غیرانتفاعی دارای اهمیت است؛ زیرا سرمایه فکری ممکن است به جای رقابت بر سر منابع، به اشتراک گذاری منابع را تشویق کند. رقابت شدیدی که در اثر اصلاحات در بخش عمومی، به وجود می‌آید، برای بخش غیرانتفاعی – هنگامی که سازمانهای غیرانتفاعی به جای همکاری با یکدیگر برای حل مشکلات اجتماعی، بر سر منابع رقابت می کنند- می تواند مخرب باشد. ویژگی غیررقابتی سرمایه فکری همچنین سازمانهای غیرانتفاعی را برای کسب مزیت از راه تسهیم دانش در اقتصاد دانش محور تشویق می کند.
2-8-6- تاثیرات و کارکردهای سرمایه اجتماعی
تاثیرات و کارکردهای سرمایه اجتماعی در سه سطح ملی (کلان)، میان گروهی (میانی)، و فردی (خرد) مورد بحث قرار گرفته اند. در سطح کلان، دغدغه عمده محققان دانستن تاثیر سرمایه اجتماعی بر توسعه اقتصادی و خصلت دموکراتیک رژیمهای سیاسی بوده است. در سطح میانه، مباحث عمدتاً پیرامون رابطه سرمایه اجتماعی و رفتار جمعی گروههای قومی و نژادی، تفاوت میان نسلهای مختلف، و نیز چگونگی تاثیر گذاری سرمایه اجتماعی بر فرصتهای اجتماعی افراد ساکن در محلات مختلف بوده اند. و بالاخره در سطح خرد، محققان تلاش کرده اند تا رابطه میان سرمایه اجتماعی و موفقیتهای تحصیلی، اشتغال، درآمد، سلامتی و رضایت از زندگی را روشن کنند. (کاظمی پور، 1383)
سرمایه اجتماعی آثار و نتایج مثبت فراوانی درپی دارد که از جمله می توانیم به موارد ذیل اشاره کنیم: (علی نژاد، 1388)
* اعتمادسازی؛
* ایجاد یکپارچگی و همکاری؛
* تقویت درک متقابل؛
* یافتن شغل؛
* بهره وری و شیوه های نظارت؛
* افزایش خلاقیت؛
* شتاب گرفتن داد و ستدها و معاملات؛
چنانچه بخواهیم سرمایه ی اجتماعی را در سازمان خود تقویت کنیم راه های زیر توصیه شده است: (علی نژاد، 1388)
* تشویق و تقویت نهادهای اجتماعی و حرفه ای؛
* برنامه ریزی برای غنی سازی فرهنگ اجتماعی و سازمانی؛
* توجه به ارتقای سرمایه در آموزش؛
* پرورش حس همکاری؛
* دلبسته کردن کارکنان به سازمان؛
2-8-7- تبیین رابطه توسعه اقتصادی و سرمایه اجتماعی
با یک رویکرد نظری می توان چهار دیدگاه را برای تبیین ارتباط بین سرمایه اجتماعی و توسعه اقتصادی باز جست و تعریف کرد. این دیدگاه ها عبارتند از: اجتماع گرایی، شبکهای، نهادی و همیاری.
تمامی این دیدگاه ها تعاریف متداول از سرمایه اجتماعی را پذیرفته اند؛ اما رویکردی متفاوت و گاه متضاد نسبت به کارکردهای آن اتخاذ می کنند. به عنوان مثال، اجتماع گرایان بر این باورند که سرمایه اجتماعی ذاتاً خیر است و هر چه میزان آن در جامعه بیش تر باشد برای توسعه بهتر است و وجود آن در جامعه همواره تاثیر مثبت برای رفاه اجتماعی و اقتصادی دارد.
در دیدگاه شبکه ای سعی شده هر دو جنبه مثبت و منفی سرمایه اجتماعی مد نظر قرار گیرد، بر این اساس نه هر میزان از سرمایه اجتماعی و نه وجود آن در هر کجا مفید است. در واقع اگر سرمایه اجتماعی بالا در دست جنایتکاران و تبهکاران باشد می تواند به عاملی علیه توسعه تبدیل شود یا این که سرمایه اجتماعی درون گروهی نیز می تواند به عنوان عاملی ضدتوسعه باشد، مثلاً کاست های سنتی در هند از موانع توسعه نیافتگی بوده اند.
دیدگاه سوم از سرمایه اجتماعی که آن را دیدگاه نهادی می نامیم، مدعی است که سرزندگی شبکه های اجتماعی عمدتاً محصول محیط سیاسی، قانونی و نهادی است. بر خلاف دیدگاه های اجتماع گرا و شبکه ای که با سرمایه اجتماعی عمدتاً به عنوان متغیری مستقل برخورد می کنند که به ظهور پیامدهای گوناگون- اعم از خوب و بد – می انجامد، نگرش نهادی سرمایه اجتماعی را به عنوان متغیر وابسته تلقی می کند. استدلال طرفداران این رویکرد این است که خود ظرفیت گرو ها برای عمل کردن به نفع جمعی، وابسته به کیفیت نهادهای رسمی است که تحت نظارت آن ها قرار می گیرند.
بر اساس دیدگاه همیاری سه وظیفه محوری برای نظریه پردازان، محققان و سیاست گذاران پیشنهاد می شود; شناسایی ماهیت و گستره روابط اجتماعی یک جامعه و نهادهای رسمی و تعامل میان آن ها، تعریف راهبرد نهایی مبتنی بر این روابط [و…] سوم این که نظریه ای درباره دولت را تا کجا در تحلیل خود می گنجانند (راعی، 1385).
همانطور که در این بخش اشاره شد رشد و توسعه هدف مهم مورد توجه تمامی انسانها و تشکیلات و اجتماعات انسانی می باشد. اما رشد و توسعه یک سری ملزوماتی را می طلبد تا در سایه آنها رشد و توسعه اتفاق بیفتد. شاید بتوان گفت که اولین گام برای شروع فرایند رشد و توسعه آگاهی از ابزارها و امکانات مورد نیاز و شناسایی امکانات موجود و دردسترس می باشد. در این تحقیق با دو سرمایه مهم و گرانبها (سرمایه فکری و سرمایه اجتماعی) آشنا شده و تاثیر و تاثرات آنها بر یکدیگر مورد مطالعه قرار گرفت. در متن این پژوهش جهت تبین نقش سرمایه فکری و سرمایه اجتماعی در رشد و توسعه، ضرورت سرمایه فکری و اهمیت سرمایه فکری در بافت غیرانتفاعی مورد بحث قرار گرفت و تاثیر مدیریت سرمایه فکری بر عملکرد سازمان مورد تاکید واقع شد. در بخشی دیگر از بحث به تاثیرات و کارکردهای سرمایه اجتماعی اشاره نموده و به تبیین رابطه توسعه اقتصادی و سرمایه اجتماعی پرداخته شد. سازمانها در گونه های مختلف آن (انتفاعی، غیر انتفاعی، دولتی، خصوصی، تولیدی،

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تحقیق رایگان دربارهسازمان ملل، سازمان ملل متحد
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید