همه افراد به صرف آدم بودن به طور پنهون این توانایی رو دارن که صاحب حقوق و تکالیفی شن. مثلا همه حقِ دارا شدن و تملک اموال رو دارن. به این در اصطلاح حقوقی «اهلیت تَمَتُع» گفته می شه. اهلیت تمتع به این معناست که افراد می تونن دارای حق باشن؛ همه افراد و افراد اهلیت تمتع دارن. اما زندگی در جامعه جدا از اینکه دارا شدنِ حقوق، نیازمند اجرا و انجام بعضی اعمال حقوقی هم هست (مثلا بستن قرارداد با بقیه، ازدواج کردن، طلاق گرفتن، وصیت نامه نوشتن و …). پس جدا از اینکه اهلیت بهره مند شدن از حقوق و تکالیف، افراد باید توانایی و لیاقت اجرا و انجام اعمال حقوقی رو هم داشته باشن. به این توانایی و لیاقت در اصطلاح حقوقی «اهلیت اِستیفا» گفته می شه. گفتیم که همه افراد به صرف آدم بودن دارای اهلیت تمتع هستن اما همه افراد حتما اهلیت استیفا ندارن. به افرادی که اهلیت استیفا ندارن «مَحجور» گفته می شه. محجور به معنای شخصیه که حق انجام دادن اعمال حقوقی مثل بستن قرارداد رو نداره. این نوشته رو بخونین تا ببینین محجورین در حقوق ایران چه حقی دارن.

محجورین در حقوق ایران چه کسائی هستن؟  آموزشی

چه کسائی محجورند؟

محجورین در حقوق ایران چه کسائی هستن؟  آموزشی

محجورین کسائی هستن که به دلیل صغر سن یا مشکل در وضعیت روانی و عقلی خود نمی تونن خیلی راحت و آزادانه در امور خود تصرف کنن و اعمال حقوقی که واسه زندگی آدم لازمه رو بکننن؛ واسه همین قانون، حمایتای ویژه ای از این افراد به عمل میاره.

کلا سه گروه از افراد محجور حساب می شن:

۱. صغیر

منظور از صغیر کسیه که به بلوغ و رشد نرسیده باشه. به عبارت بهتر کودکان که هنوز قوه ی درک و تمیز ندارن و نمی تونن خوب رو از بد و سود رو از زیان تشخیص بدن، صغیر هستن و حق انجام اعمال حقوقی رو ندارن. این افراد نیاز دارن که ولی (پدر یا بابابزرگ بابایی) یا یک قیم (که منصوب دادگاه) بر تصمیمات و اعمال حقوقی اونا نظارت داشته باشه.

باید توجه داشته باشیم که درسته که صغیر محجوره اما بسته به سن و سالش ممکنه دارای قوه ی درک و تمیزِ نسبی باشه. در این موارد صغیر می تونه بعضی اعمال کوچیک حقوقی –مثل خرید و فروش از یک مغازه خوار و بار فروشی- رو بدون نیاز به ولی یا قیم بکنه.

صغیر می تونه تملک بلاعوض کنه. یعنی اگه کسی مالی رو بهش ببخشد، مالک اون شه هر چند که ممکنه اجازه دخل و تصرف در اونو نداشته باشه؛ مثلا نمیتونه اونو به دیگری منتقل یا واگذار کنه.

صغیر بعد از رسیدن به سن بلوغ و رشد (رسیدن به قوه ی درک و تمیز عقلی) دیگر محجور نیس و می تونه اعمال حقوقی بکنه. منظور از رشد اینه شخص توانایی اداره اموال خود رو به طور عقلانی پیدا کرده باشه. در قوانین ایران، برابر شرع اسلام سن بلوغ پسران ۱۵ سال قمری و سن بلوغ دختران ۹ سال در نظر گرفته می شه. با اینحال سن خاصی واسه رشد مقرر نشده. سنی که در بیشتر کشورها واسه رشد در نظر گرفته می شه ۱۸ ساله.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   محیط کاری سمی چه نشونه هایی داره؟ 

۲. سفیه

منظور از سفیه یا غیررشید در اصطلاح حقوقی شخصیه که برخلاف اینکه به بلوغ و رشد جسمی رسیده، توانایی اداره اموالش رو نداره و تصرفات اون در اموالش عاقلانه نیس. گفته می شه که سفیه اموال خود رو در راه های غیرعقلانی صرف می کنه و صفتی در اون وجود نداره که موجب حفظ و نگهداری اموالش شه و مانع از صرف اونا در راه های غیرعقلانی شه. باید توجه داشت که این نبود توانایی باید به طور غالب و همیشگی وجود داشته باشه و اگه فردی گاهگاهی اموالش رو بد صرف می کنه، معنیش این نیس که سفیهه.

باید توجه داشت که درسته که سفیه محجور حساب می شه و نیاز به ولی و قیم داره تا تصمیمات اونو تأیید کنن اما حجرِ سفیه فقط واسه امور مالیه و در امور غیرمالی (ازدواج، طلاق، حضانت و …) حق انجام اعمال حقوقی بدون تأیید ولی یا قیم خود رو داره.

سفیه هم مثل صغیر می تونه تملک بلاعوض رو بدون اجازه و تأیید ولی یا قیم قبول کنه.

۳. مجنون

کسیه که قوه ی درک و عقل نداره و به مشکل کامل قوای عقلی مبتلاست. پایه تکالیف آدم داشتن قوه ی تمیز و ارادهه و حتی تکالیف مذهبی هم از عهده ی شخصی که بدون قوه ی تمیز باشه، ورداشته شدن. اعمال حقوقی این شخص هم چه در امور مالی و چه در غیر اون باطل هستن.

باید دقت داشته باشیم که مجنون با سفیه یکی نیس. سفیه شخص عاقلیه که نمیتونه امور مالی خود رو اداره کنه اما قوای عقلی اون پریشون نیس.

در قانون ایران بین درجات مختلف جنون فرقی گذاشته نمی شه و جنون به هر درجه ای که باشه، فرد محجور حساب می شه. پس مجنون به ولی یا قیم نیاز داره تا در صورت ضرورت به عنوان نماینده ی قانونی اون، اعمال حقوقی لازم رو به نیابت از اون بکنه.

تهیه شده در: chetor.com


۱

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید