بررسی ونقد شبهه دوم‌: زراره هروقت امام صادق(علیه السلام)مطابق نظراوسخن نمی گفت باامام مخالفت می کرد.97
بررسی و نقد شبهه سوم‌: زراره سعی می کرد،دین راآن گونه که خود می خواست ارائه دهد، نه آن چنان که شنیده بود.98
بررسی و نقد شبهه چهارم‌: کارزراره اختلاف افکنی در میان مسلمانان بود.100
بررسی ونقد شبهه پنجم‌:زراره روایات فراوانی راجعل نموده است.102
بررسی ونقد شبهه ششم‌: روایات فراوانی در مذمت زراره وارد شده است.104
پیوست‌: بررسی و نقد شبهات پیرامون زراره ازدیدگاه مؤلف کتاب تاریخ آل زراره
مقدمه108
نکوهش‏هاى وارده بر زراره109
لعن زراره‏110
زراره و خدا شمردن امیرالمؤمنین علیه السلام111
زراره و بدعت‏ها ی او در اسلام ‌113
نظر زراره تفویض بود‌113
علت‏هاى طعنه زدن امام علیه السلام به زراره‏116
توقف زراره و شک او در امامت امام کاظم(‌علیه السلام‏)119
توجیه روایات توقف زراره در امر امامت121

مقدمه
“لقد منّ الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولاً من انفسهم یتلو علیهم آیاته و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمه وان کانوا من قبل لفی ضلال مبین”1
با سپاس فراوان به درگاه پروردگار مهربان، که هستی رشحهای از خامهی زرنگار اوست و آفرینش تجلی محبت او، و با درود به ارواح پیامآوران و رسولان خصوصاً سرور کائنات محمدمصطفی(ص) و اهل بیت آن حضرت.
باورها و اندیشه‌های هر مکتب و ملّتی، چونان بنایی است که در شکل‌گیری و استحکام و تداوم خود بر عناصر و اجزای مختلفی متّکی است. همانگونه که هر بنا، معمار، طرّاح، بنیان، مصالح و سازنده‌ای دارد و همّت و تلاش این مجموعه وسیله عینیت یافتن آن بنا است و استحکام و تناسب مصالح و عالمانه بودن طرحها ضامن تداوم و بقای آن خواهد بود.
مبداء وحی، طرّاح اصلی فرهنگ و اندیشه دینی است و پیامبران، مجریان همان طرحی هستند که خداوند به ایشان ابلاغ کرده است. اوصیاء و حاملان علوم انبیا همان شالوده‌ها و بنیانهایی هستند که پیامها را دریافت می‌کنند و رسالت حفظ و نگاهبانی از آنها را بر دوش می‌کشند.
عترت پیامبراکرم(ص) از آن جهت شایسته بر دوش کشیدن رسالت تبلیغی پیامبرند که آگاهترین، امین‌ترین و صادق‌ترین افراد امّت به فرهنگ دینی و تعالیم الهی رسول خدایند.
پس از عترت پیامبر(ص) ـ امامان معصوم ـ عالمان دینی و فقهای امّت و صحابه راستین نقشی اساسی در تحکیم پایه‌های فرهنگ دینی و ترویج آن میان نسلها و بقا و استمرار آن در طول عصرها دارند. عالمان و متفکران هر امّت، استوانه‌های بنای فرهنگ آن امّت به شمار می‌آیند.
این گونه است که رسول (ص) درباره عالمان و دانشمندان امّت خویش فرمود:
‹‹ رّحِمَ الله خلفائی. فقیل: یا رسول الله، و مَنْ خلفاؤُک؟ قال: ‹‹ الّذین یحیونَ سُنَّتی و یعلِّمُونها عبادَ الله››2
پیامبر اکرم(ص) فرمود: خدای رحمت کند جانشینان مرا. از آن حضرت سؤال شد: جانشینان شما کیانند؟ پیامبر(ص) فرمود: آنانند که روش مرا در جامعه زنده نگاه داشته و آن را به دیگران می‌آموزند.
در اینجا سخنی از امام صادق(علیه‌السلام) مجالی بایسته دارد که فرموده است : عالمان وارثان پیامبرانند، چرا که پیامبران برای امّت خویش درهم و دینار به ارث نگذارند بلکه ارزشها و معارفی را به صورت احادیث از خود بر جای می‌نهند و کسی که از گوهر احادیث ایشان به چنگ آورد، در حقیقت به بهره‌ای انبوه دست یافته است.
هان! بنگرید علمتان را از کدام سرچشمه دریافت می‌کنید!
در میان ما خاندان رسالت، در هر نسل‌‌، عالمان امین و عادلی حضور دارند که تحریفهای افراط‌گران و جریان آفرینی‌های باطل‌گرایان و تأویلها و دخل و تصرفهای جاهلان را از ساحت دین دور می‌دارند. 3
شاگردان و اصحاب ائمه(علیهم السلام) این توفیق را داشتند که حامل علوم و معارف اهل بیت (علیهم السلام) باشند و از طریق روایات، نسلهای عصر غیبت و حتی عصر نخستین حضور ائمه را با معدن آن معارف پیوند دهند. یاران ائمه گسترشدهندهی علوم اهل بیت (علیهم السلام) بودند. چه آنان که فقه اهل بیت(علیهم السلام) را میآموختند و به فتوا مینشستند، چه آنان که کلام و عقاید را از ائمه گرفته، با مخالفان به مناظره و بحث میپرداختند و حق را برای آنان نمایان مینمودند، و چه آنهایی که در تفسیر و علوم قرآنی، از مکتب عترت سیراب میشدند.
به هر حال ائمه معصومین(علیهم السلام) به عنوان وارثان راستین علم و فضل و شرافت پیامبر(ص) پس از آن حضرت به حمایت از مرزهای شریعت ناب محمّدی پرداختند و پس از ایشان‌‌، عالمان متعهّد‌‌، با کسب معارف از مکتب اهل بیت به پاسداری از قلمرو اندیشه شیعی که همان اسلام ناب بود همّت گماشتند. شناخت این چهره‌های روشن که در پایداری و استحکام فرهنگ اسلامی نقشی ارزنده داشته‌اند در مرحله نخست،راهگشای اسلام‌شناسان و پژوهشگران در اعتماد به شخصیتهای امین تاریخ اسلام خواهد بود و چشمه‌های زلال معرفت را از سرابهای دروغین جعل‌کنندگان و تحریفگران احادیث متمایز خواهد ساخت.
در این میان برخی از این شاگردان از این مرحله فراتر رفته، به مقام و منزلتی دست یافتند که امام صادق(ع) رئیس مذهب و محبوب پروردگار عالم، آنان را محبوبترین افراد نزد خویش دانست و فرمود:
“محبوبترین مردم نزد من، زنده یا مرده، چهار نفرند، برید عجلی، وزاره بناعین، محمدبن مسلم و احول (مومن الطاق). این چهار نفر، زنده یا مرده‌‌، از همهی مردم نزد من محبوبترند. 4
از اینرو سعی ما در این رساله بر آن است تازندگی‌‌، فضایل و برخی ازآراء کلامی یکی از آن چهرههای محبوب نزد امام صادق(علیه السلام) یعنی “زراره بن اعین” را بر شمرده و اسوهای از پویندگان راه حق و حقیقت را در حد توان معرفی کنیم.
دراین تحقیق قبل ازورودبه زندگی جناب زراره،به صورت مختصراززندگی جدْزراره وپدرزراره سخن به میان آوردم.سپس درفصل دوم به زندگی جناب زراره پرداختم.برای این که باشخصیت علمی وفرهنگی جناب زراره به صورت ویژه آشناشویم،فصل سوم رابه بررسی جایگاه زراره ازنظرگاه روایات ائمه(علیهم السلام) ،روایاتی که اززراره نقل شده است ،اساتیدوشاگردان زراره ،توان علمی زراره درمباحثه هاومناظره هاوآثاری که اززراره باقی مانده است،اختصاص داده ام.
همان گونه که درعنوان این پایان نامه ذکرشد،بررسی اندیشه های کلامی زراره ازاهداف این رساله است.بدین منظوردرقالب پنج فصل به مهمترین اندیشه های کلامی جناب زراره پرداختم.فصل اول رابه بررسی مساله ایمان وکفروسیرتفکرزراره دراین باره ،فصل دوم رابه بررسی نظریه استطاعت که به نقل مورخان،جناب زراره کتابی هم دراین باره داشته است ،اختصاص داده ام.درفصل سوم مباحثی که اززراره درباره حدوث علم الهی نقل شده است راذکرکرده ام.درفصل چهارم مساله معرفت ضروری که یکی ازمباحث مهم کلامی است را ازدیدگاه زراره موردکنکاش قراردادم.ودرفصل پنجم به بحث فطری یا ضروری بودن علم امام(علیه السلام)ازنظرگاه زراره پرداختم.بخش سوم راباتوجه به روایاتی که دلالت برمذمت جناب زراره دارد ،درقالب رفع شبهات به بررسی ونقد شش شبهه اساسی که درباره جناب ایشان نقل شده است ،اختصاص داده ام.
درآخرین بخش این رساله،ازدیدگاه مؤلف کتاب تاریخ آل زراره ،به بررسی ونقدشبهات مطرح شده پیرامون جناب زراره،پرداختم وبه صورت گسترده دراین باره مطالبی رانقل کرده ام.
قابل ذکر است، یکی از مشکلات این تحقیق کمی منابعی است که بصورت ویژه به جناب زراره پرداخته باشندو همچنین،پراگندگی مطالب مربوط به ایشان می‌باشد. دراین تحقیق سعی شده است‌‌،درباره جناب زراره کاری منسجم وتا حدودی تازه انجام شود.والبته‌‌، مطمئن هستم که هنوز زوایای متعدد دیگری از افکار واندیشه‌های این شخصیت شاخص دنیای اسلام‌‌، پنهان مانده است. درپایان، اینجانب ضمن درخواست،از خواندگان عزیز جهت ارائه انتقادات وپیشنهادات راه گشای خود‌‌،امیدوارم این تحقیق بتواند‌‌، نکات تازه وجدیدی‌‌، برای محققین ارجمند بیان نماید. انشاء الله تعالی.
هدف تحقیق:
هدف ازتحقیق‌‌،یکی بیان زندگی خاندان زراره بصورت اجمالی وبررسی زندگی زراره بصورت تفصیلی و گزارشی از آثارواحادیث موجود از زراره است.
دیگری بررسی برخی ازاندیشه‌های کلامی زراره‌‌،ودر مرحله بعد پاسخ به شبهاتی است که درباره زراره مطرح شده است‌.
ضرورت تحقیق:
زراره بن اعین یکی از چهره‌های شاخص دنیای اسلام وازاصحاب بنام امام باقر وامام صادق (علیهماالسلام) می باشد‌. که مورد توجه متفکرین و اندیشمندان اسلامی و غیر اسلامی است‌.
حجم زیاد احادیث نقل شده از ایشان درمباحث مهم و مختلف کلامی‌‌، فقهی‌‌، اجتماعی و…‌‌، اهمیت پرداختن به جناب زراره را مضاعف کرده است‌. بویژه باتوجه با تلاش مخالفین درمخدوش جلوه دادن چهره این بزرگوار وطرح شبهات فراوان‌‌، زدودن گردوغبار شک وتردید‌‌، از ایشان‌‌، از ضرورت ویژه ای برخوردار است‌. درک زمان ائمه (علیهم السلام)و بهره گیری فراوان از امام باقر وامام صادق (علیهما السلام)، توجه به نظراتی که از جانب اومطرح شده است را مهمتر کرده است‌.
پیشینه تحقیق:
در معرفی آل عین، کتاب رجال بحرالعلوم و کتاب تاریخ الکوفه، مباحث ارزنده‌ای در این باره مطرح کرده‌اند.قابل ذکر است، ابوغالب زراری از نوادگان اعین که با شش واسطه به پدر زراره می‌رسد،در سال 350 هجری رساله‌ای در وصف خاندان اعین نوشته است ، دراین کتاب، نکات اززنده‌ای ازاین خاندان ذکر کرده است.
راجع به زندگی، سیمای زراره در آینه روایات،شخصیت علمی و فرهنگی، آثار، اساتیدوشاگردان زراره، کتابهای مثل فهرست ابن ندیم، رجال بحرالعلوم، رجال طوسی، رجال نجاشی، فهرست شیخ طوسی، معجم الرجال خویی، اختیارمعرفه الرجال، رجال ابن داودحلی، تنقیح المقال، جامع الرواه، تأسیس الشیعه، تاریخ آل زراره، الاعلام لزرکلی، منتهی الامال، بهجه الآمال فی شرح زبده المقال، ریحا نه‌ الادب ، اعیان الشیعه، اصول کافی، فروع کافی، وسائل الشیعه، بحارالانوار،مسند زراره بن اعین، هر کدام به تناسب، به بخشی از موضوعات فوق اشاره کرده‌اند.
در باره آل اعین ،وبویژه زراره،کتاب تاریخ آل زاره،تالیف سیدمحمدعلی موحد ابطحی،هم اطلاعات بسیار مفیدومفصلی ارائه نموده است.
دراین زمینه کتاب زراره بن أعین، زلال شریعت،تالیف احمد محیطی اردکانی، هم قابل ذکراست.
ازکتابهای دیگری که دراین درباره ،به زیورطبع آراسته شد،کتاب زراره وخاندان اعین،تالیف آقای عباسعلی صدیقی نسب، است،که توسط انتشارات آستان قدس رضوی، درسال1375 چاپ شده است.
البته قابل ذکراست که مؤلف محترم کتاب زراره وخاندان اعین،قبل ازانتشاراین اثر،آنرادرقالب مقاله درنشریه مشکوه شماره45 منتشرکرده بودکه بنده ازآن بهره برده ام.
درباره‌ی اندیشه‌های کلامی جناب زراره، ابتداء از میان روایاتی که زراره نقل کرده است، مسند زراره بن اعین کتابی است که روایت‌های متعددی از زراره در ابواب مختلف در آن جمع آوری شده است. اگر چه این کتاب به عنوان یک باب مستقل روایات کلامی نقل شده از زراره را جدا نکرده است،ولی می‌توان از میان آنها روایات کلامی را پیدا کرد.
در بحث ایمان وکفر، می‌توان از روایات باب ایمان وکفر کتاب شریف اصول کافی که اکثر روایات آن از زراره است به تطور نظر جناب زراره در این مسئله پی ببریم.ازمجموع روایات باب ایمان وکفر به دست می‌آید که جناب زراره تقریباً‌ از اواخر دوره‌ی امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) از قول اولیه خودش عدول می‌کند و با اندیشه‌های اهل البیت‌(علیهم السلام)‌همراه و هماهنگ می‌شود.
در بحث استطاعت هم از منظر روایات، روایات باب استطاعت در کلمات اهل البیت(علیهم السلام) زیاد است. مرحوم کلینی در اصول کافی جلد اول ص 160 چهار روایت در باب استطاعت مطرح نموده است. مرحوم صدوق(ره) در کتاب توحید ص 344 ذیل عنوان مستقل استطاعت 25 روایت ذکر کرده است. مرحوم مجلسی(ره) هم در بحارالانوار جلد پنجم از ص 33 تا ص51 ذیل عنوان ابواب العدل، 40 روایات در باب استطاعت ذکر کرده‌‌اند.
از بین غیر شیعه اولین و تنها کسی که به طور جدی قول به استطاعت را به زراره نسبت می‌دهد، اشعری در کتاب مقالات الاسلامیین‌ جلد اول ص 116، است که تحت عنوان (قول الروافض فی الاستطاعه) آن را مطرح کرده است.
درباره سیرتاریخی این بحث، دائره المعارف بزرگ اسلامی جلد8 ،مقاله ای به شماره3321 آورده است،که درآن به صورت مختصربه نظرجناب زراره دراین باره اشاره شده است .
در بحث حدوث علم الهی، نکته مهم آن که این اختلاف در بین اصحاب امامیه در آن زمان در کوفه وجود داشته است و آن را هم به محضر ائمه (علیهم السلام) رساندند. لذا می‌بینیم این اختلاف در روایات شیعه هم بازتاب پیدا کرده است. در کتاب اصول کافی جلد اول ص 107 و 108 باب صفات و ذات دو روایت وجوددارد،که این اختلاف را نقل کرده است. مرحوم صدوق(ره) هم در کتاب توحید ص 27 یک عنوان با نام (باب صفات ذات و صفات افعال) مطرح کرده است.
در این بحث به نظر می‌رسد یکی از قدیمی‌ترین اثری که اززبان اهل سنت به تفصیل این قول را در باب زراره و سایر اصحاب امامیه ذکر کرده است، کتاب مقالات الاسلامیین اشعری ج اول ص 110 می‌باشد و پس از او در کتابهای مقالات دیگر هم این رأی انعکاس پیدا کرده است.
از کتابهای دیگری که در این زمینه بحث کرده است، کتاب الفرق بین الفرق، تألیف عبدالقاهربغدادی است. او در ص 70 این کتاب می‌گوید، بدعت در این مسأله توسط زراره صورت گرفته است.
در همین بحث نویسندگان دیگری که این قول را البته به صورت کلی مطرح کرده اند، شهرستانی در کتاب ملل و النحل ج اول، ص 204، سمعانی در جلد 6 ص 277 کتاب الانساب، ابن جوزی در ص 84 کتاب تلبیس ابلیس می‌باشند.
در مسئله‌ی معرفت ضرروی با توجه به اختلاف نظری که در میان اهل حدیث و معتزله وجود داشت، همین اختلاف نظر،در میان متکلمان شیعی نیزوجود داشته است. با مطالعه روایاتی که زراره در بحث معرفت اضطراری نقل کرده است، اصل قول به معرفت اضطراری به ایشان قابل انتساب می‌باشد. لذا وقتی به منابع روایی مراجعه می‌کنیم، می بینیم دسته‌ای زیادی از روایات وجود دارد که ذیل آیه 30 آیه سوره روم و آیه‌ی 172 سوره‌ی اعراف،بیان می‌کنند که انسان‌ها قبل از این عالم به نوعی در معرفت الله و بعضی از مبادی معرفت دینی، صاحب معرفت و علم شده بودند.
در این زمینه روایاتی که از کتاب بصائر الدرجات سعد بن عبدالله اشعری نقل شده است، بسیار قابل توجه است.درکتاب شریف بحارالانوار جلد سوم کتاب التوحید باب یازدهم، احادیث مربوط به این بحث گفته شده است. روایات جناب زراره هم در مسند زراره ص 44، روایات 24 – 27 و ص48، روایات 28- 40 و 42- 45 جمع آوری شده است. این ها نشان می‌دهد که این مسأله به صورت خیلی پر دامنه و با عمق تاریخی زیادی در مصادر ما مطرح شده است.
در بحث معرفت ضرروری شهرستانی، در کتاب ملل و نحل جلد اول ص204 این قول را به صراحت به زراره نسبت داده است. اشعری هم در مقالات الاسلامیین ص 123،بعد از بیان هشت قول متفاوت در این باره، نظر زراره را هم نقل کرده است.
در بحث فطری یا ضروری بودن علم امام(ع) روایات فراوانی نقل شده است. مرحوم مجلسی در باب مستقلی در جلد 26 بحارالانوار باب دوم ص 67، تحت عنوان خاصی به نام (باب انهم علیه السلام محدّثون مفهّمون) چهل و هفت روایت از مصادر مختلف نقل کرده است. جناب کلینی در کتاب شریف اصول کافی جلد اول ص 271، تحت همین عنوان،بابی دارد. مرحوم صدوق در کتاب الخصال جلد دوم ص 48،بابی با همین عنوان دارد. در کتاب بصانر الدرجات جلد اول ص 319 ،بابی با هفده روایت در این عنوان دارد.
در کتاب الاختصاص شیخ مفید ص 230، بابی با همین عنوان بیان شده است. در مسند زراره هم از ص91 – 98 هفده روایت از او در این مسئله نقل شده است. از بین مورخان و مقالات نویسان تنها شهرستانی در ملل و نحل جلد اول ص 204 با صراحت مسئله ضروری بودن یا فطری بودن علم امام(علیه السلام) را به زراره نسبت داده است.
از تحقیقات جدیدی که در این زمینه انجام شده است کتاب نشأه الفکر الفلسفی فی الاسلام است، که در جلد دوم این کتاب صفحاتی به اندیشه‌های کلامی زراره اختصاص داده شده است. البته اشتباهاتی در نقل بعضی از انتسابات به زراره در این کتاب وجود دارد. در این کتاب این موارد به جناب زراره نسبت داده شده است. اول فطحی بودن، دوم قول به تقیه، سوم مسئله استطاعت و چهارم قول به حدوث صفات است.
کتاب دیگری که تقریباً جامع‌ترین فهرست را به زراره نسبت می‌دهد، کتاب علم الکلام و المجتمع تألیف آقای فان اِس است. او در این کتاب قول به ارجاء را به زراره نسبت می‌دهد. قول دومی که به زراره نسبت می‌دهد مسئله استطاعت است. بحث محدْث بودن امام،نکته‌ی دیگری است که به زراره نسبت می‌دهد. از موارد دیگری که فان اِس نقل می‌کند، علم غیب امام (علیه السلام)، ظهور حضرت مهدی(عج) و اعتقاد به رجعت است که به زراره نسبت می‌دهد.
یکی دیگرازمنابعی که به صورت مختصربه بعضی ازاندیشه های کلامی زراره اشاره کرده است، مقاله ای اینترنتی باعنوان،نظرات فی الفکر الکلامی لدى الشیعه الاثنا عشریه ، نوشته آقای مصطفى الإدریسی است،که اکنون به عنوان استاد فلسفه اسلامی دردانشگاه قطرمشغول تدریس می باشد.
اگربحث ولایت فقیه را ازمباحث کلامی بدانیم،تحقیق آقای سید علی شفیعی باعنوان ولایت فقیه درصحیح زراره که در فصلنامه حکومت اسلامى،شماره15،چاپ شده است،مطالب ارزنده ای ارائه کرده است.
قابل ذکراست که جهت رعایت امانت و ادای تشکرخالصانه،بایدازجناب حجت الاسلام والمسلمین آقای دکترسبحانی یادکنم که ازمباحث ایشان درجمع محققین مرکزکلام،وابسته به حوزه علمیه قم،فراوان بهره بردم.
در بحث شبهاتی که درباره جناب زراره وجود دارد به نظر می‌رسد این شبهات،از روایاتی نشأت می‌گیرد که ظاهراً در مذمت زراره وارد شده است. در این زمینه رجال کشْی از کتاب‌هایی است که بیشترین روایات را ذکر کرده است. برای پاسخ گویی به این شبهات،حضرت آیت الله خویی در کتاب معجم رجال الحدیث به بخشی از آنها پاسخ گفته است.
یکی دیگرازکتاب هایی که به بخشی ازشبهات درباره جناب زراره پاسخ گفته است،کتاب گران سنگ اعیان الشیعه است،که در جلد 7 ص 47‌‌ به آنهاپرداخته است.
کتاب دیگری که در زمینه‌ی پاسخ به شبهات پیرامون جناب زراره به صورت مفصل و مشروح شبهات را مطرح کرده است و پاسخ ‌های مناسب و مقتضی به آنها داده است، کتاب تاریخ آل زراره تألیف آیت الله سید محمد علی موحدابطحی است. که در بخش چهارم این رساله آن را به صورت کامل ذکر کرده‌ایم.

سؤال اصلی:
جایگاه ورویکردزراره درتاریخ کلام شیعه چیست؟
سؤالات فرعی:
1- نقش زراره و خاندانش دربسط تشیع چه بوده است؟
2- طعن های واردشده برزراره درمنابع روایی ورجالی،چه بوده اندوچگونه می توان آنهارانقدوردْ کرد؟
3- ازمواضع کلامی منسوب به زراره وزراریان درمنابع غیرشیعی چه تفسیروتبیینی می توان ارائه کرد؟

بخش اول:

زُراره و آل اَعیَن

فصل اول- معرفی آل اَعیَن

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

خاندانهای شیعی در کوفه
یکی از مطالبی که درتاریخ حدیث شیعه قابل توجه است‌‌، وجود خاندانهایی است که در کار نشر حدیث و علوم دینی سهیم بودهاند، هر چند این خاندانها اختصاص به شهر کوفه ندارند. ولی این شهر در مقایسه با سایر شهرها، خاندانهای بیشتری را در خود پرورانده است‌. مطالعهی سرگذشت بعضی از این خاندانها نشان میدهد که چگونه علم و دانش در میان آنان بهصورت موروثی شکل گرفته و همهی اعضای خانواده در نشر علوم اهل بیت(علیهم السلام)مؤثر بودند. در کوفه خاندانهای متعددی بهعنوان خاندانهای علمی محسوب میشدند. در واقع باید اینطور گفت که شهر کوفه، محل یادگیری علوم اهل بیت(علیهم السلام) به شمار میرفت.
سید بحرالعلوم در فوائدالرّجالیه و سید حسین برقی نجفی در تاریخ الکوفه‌‌، بخشی از کتابشان را به معرّفی این خاندانها اختصاص داده و از آنها یاد کرده‌اند. 5
آنچه قابل توجه و بررسی است نحوهی شکلگیری این خاندانهای علمی و فرهنگی است.چنین می توان گفت که از یک سو استعدادهای موروثی باعث میشدتا فرزندان یک خانوادهی علمی و فقهی به فراگیری دانش اشتیاق ورزند و در جهت آن رشد و بالندگی پیدا کنند‌.از سوی دیگر محیط علمی و فرهنگی و ارزشهای مطرح در چنین خاندانهایی، خود زمینهی رویآوری اعضای آن خاندان را به کسب دانش، هموارتر میساخته است.
خاندنهایی که نویسندهی “تاریخ الکوفه” نامشان را ثبت کرده افتخار این را داشتند که بهرهای از علوم “صادق آلمحمد(ص)” را داشتند.6
تحقیق و بررسی دربارهی هر یک از خاندانهای نام برده با ارزش و ثمربخش است. ولی از آنجائی که فرصت چنین بررسی در این رساله وجود ندارد، به معرفی، معروفترین و بزرگترین آنان،یعنی”آل اعین” میپردازیم. زیرا که در این خاندان، ویژگیها و امتیازهای خاصی وجود دارد.درواقع بررسی ما دربارهی خاندان اعین، مقدمهای است برای بررسی شخصیت واندیشه‌های کلامی جناب زراره بن اعین. زیرا که زراره یکی از درخشانترین و بارزترین چهرههای روایی شیعه، از این خاندان می‌باشد‌.
اجمالی از زندگی جد زراره
چنان که منابع رجالی یادآور شده‌‌اند، سُنْسُنْ ـ پدر اَعْین ـ نخست از افراد قبیله غسّان بود.7 و در اوایل پیدایش و ظهور اسلام به سرزمین روم، روی آورد. 8 در آنجا به آئین مسیحیان درآمد و به جمع راهبان پیوست.9 درنقلی دیگرآمده است‌‌، اعین ازاهالی فارس بود وقصد زیارت امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام)را کرد تا بدست حضرت اسلام آورد.ولی گروهی از بنی شیبان مانع او شدند و تا از او پیمان ولا نگرفتند او را رها نساختند.. 10
زندگی پدر زراره
اطلاعاتی که درباره شخص اَعْین11 دراختیار داریم، این است که اوبردهی فرزندان عبدالله بن عمروالسمین بن اسعد بن همام بن مرّه بن شیبان بوده است‌. 12
در این میان حلقه مفقوده‌ای وجود دارد که مدارک رجالی آن را ذکر ننموده‌اند و آن این است که چه عوامل و حوادثی به جدایی اَعْین از پدرش ـ سُنْسُنْ ـ منتهی شده و طی چه رخدادهایی اَعْین به اسارت و بردگی درآمده است؟ توّجه به تاریخ اسلام در آن دوره و درگیریهای مداوم رومیان و مسلمانان بویژه در نیمه اوّل قرن اوّل، این احتمال را تقویت می‌کند که ‹‹ اَعْین›› در یکی از همین جنگها در کنار سپاهیان رومی حضور داشته و طی شکستهای رومیان به اسارت مسلمانان درآمده است. چرا که مسلمانان در کمتر از یک چهارم قرن توانستند بسیاری از سرزمینهای روم را فتح کنند و تا حمص و حلب پیش روند و در سال 25 ه شهر حلب را به تصرّف درآورند.13
سخن ابوغالب زراری که می‌گوید‌: غلامی رومی بود که بنی شیبان او را در شهر حلب خریداری کردند،14 شاهدمناسبی براین مطلب است.
اَعْین با وجود اسارت و بردگی، بکلّی از دیدار پدر محروم نبود زیرا پدرش ـ سُنْسُنْ ـ گاه با دریافت مجوّز از دولت اسلامی به سرزمین اسلام سفر می‌کرد و به دیدار فرزندش اَعْین نایل می‌آمد.15
زندگی اَعْیَن به دو بخش عمده تقسیم می‌شود، نخست، مرحله‌ای که برده بنی‌شیبان بوده و سپس دوره‌ای که به آزادی دست یافت. در دوره بردگی هر چند تحت تکفّل بنی شیبان قرار داشته و برای تأمین مخارج خویش نیاز به حرفه‌ای معین نداشته است ولی بردگان در صورتی که توان و لیاقتی داشتند آن را به کار می‌گرفتند و با کار خویش به اربابانشان خدمت می‌کردند و چه بسا پس از آزادی همان حرفه و کار را منبع درآمد خویش قرار می‌دادند.
آنچه درباره حرفه اَعْیَن و فعّالیت اجتماعی او گفته‌اند این است که وی تعلیم قرآن می‌داده است.16 ولی این که آیا کار تعلیم قرآن در آن عصر و محیط حرفه‌ای ویژه شناخته می‌شده است و آن را پاداشی می‌داده‌اند یا نه، چندان معلوم نیست.
اشتغال اَعْیَن به تعلیم قرآن اگر از حرفه وی پرده بر ندارد‌‌، دست کم این موضوع را می‌رساند که اَعْیَن استعدادی سرشار داشته است. زیرا او اسیری رومی بود که در جوانی به اسارت مسلمانان در آمده و با قرآن و زبان عربی آشنایی یافته و به درجه معلّمی رسیده است.
روی‌آوری ” اَعْیَن” به قرآن و پدرش ” سُنْسُنْ” به رهبانیت حکایت از وجود نوعی تمایلات معنوی و عرفانی در این خاندان دارد.
علی‌رغم بی‌کفایتی و بی‌لیاقتی بیشتر کسانی که نظام سیاسی جوامع اسلامی را در اختیار داشتند، اسلام آنقدر بالنده و پاینده بود که می‌توانست تعالیم ناب خود را در روح نسلها نفوذ دهد و آنان را تحت تأثیر روح عطوفت و علم خواهی درآورد.
اَعْیَن، با آن که برده‌ای زرخرید بود، امّا بنی‌شیبان با مشاهده استعداد علمی او، وی را تحت تعلیم و تربیت قرار دادند و زمینه رشد علمی او را فراهم آوردند. اَعْیَن به زودی اثبات کرد که لیاقت علم آموزی را دارد و استعداد خود را در فراگیری قرآن و ادبیات آشکار ساخت. 17
بنی شیبان در پرتو روح علم دوستی و علاقه به مکتب اسلام، پس از رشد علمی اَعْین او را آزاد کردند تا راه رشد علمی و معنوی او را هموار سازند.
پس از آزادی اَعْین، بنی‌شیبان به او پیشنهاد کردند که به نسب آنان درآید ولی اَعْین نپذیرفت و درخواست کرد که بر پیمان ولاء باقی بماند.18 و بنی‌شیبان این پیشنهاد را پذیرفتند.
از این روست که هرجا در کتب رجال، نامی از خاندان اَعْین به میان آمده، کلمه ‹‹ مولی بنی‌شیبان›› را به آن افزوده‌اند. این نکته حکایت از وجود پیمان ولاء میان خاندان اَعْین و بنی‌شیبان دارد.
از دقت و تأمّل در پیشنهاد بنی‌شیبان به اَعْین این نکته روشن می‌شود که اَعْین هر چند در آغاز برده‌ای رومی شناخته می‌شد ولی از اخلاق و کمالهایی برخوردار بود و اصالتی داشت که اربابان گذشته او حاضر بودند وی را یکی از اعضای خاندان خود به حساب آورند، و گذشته بردگی او را برای خود عیب و عار نشمارند. این نکته زمانی روشن‌تر می‌شود که توّجه کنیم تعصّب قبیله‌ای و نژاد‌پرستی از آشکارترین و رایج ترین اخلاق عرب قبل از اسلام به شمار می‌آمد، که اسلام با شدّت هر چه تمامتر با این اخلاق نادرست مبارزه کرد.
هرچند در روزگار پس از پیامبر(ص) نژادپرستی عربی دوباره دامن زده شد و تبعیضها نمایان گردید چنان که منابع تاریخی، کشته شدن خلیفه دوّم را معلول اعمال برخی از تبعیضها علیه غیرعربها در جامعه آن روز دانسته‌اند. 19
این تبعیضها در عصر معاویه به اوج خود رسید و همواره از سوی زورمندان بی‌تعهّد و ناصالح جامعه تقویت شد. امّا پیشنهاد بنی‌شیبان به پیوستن اَعْین ـ برده آزاد شده ـ به خاندان خویش نشان داد که اوّلاً تا چه حد اَعْین نزد آنان لایق و شایسته بوده است و ثانیاً باورهای اسلامی علی‌رغم خلافکاریها و کجرویهای حاکمان سیاسی جامعه، همچنان در روح و جان بخشهای وسیعی از مردم و نسلها حضور داشت و راه تعالی جامعه را تا قرنها هموار نمود.
چنان که دانسته شد اَعْین به حکم استعداد ذاتی خویش به رشته دانش و کسب علوم زمان خود و سپس تعلیم آن به دیگران گرایش یافت و در پی آن فرزندانش نیز راه او را ادامه دادند و به تعلیم و تعلّم اشتیاق نشان دادند. ارتباط علمی این خانواده با قشرهای مختلف جامعه و دانشمندان و دانش‌پژوهان، خواه ناخواه ایشان را از جریانهای مختلف فکری و عقیدتی مطلّع می‌ساخت و با کرسیهای درسی آن عصر آشنا می‌کرد.
در این ارتباطات علمی بود که آنان با برخی شاگردان مکتب اهل بیت (علیهم السلام) آشنایی می‌یافتند و یا با بعضی از شیعیان مواجه می‌شدند و حسّ علم‌جویی و حقیقت‌خواهی ایشان را به سوی ائمه(علیهم ‌السلام) رهنمون می‌شد.
خاندان اَعْین به حکم جریان عمومی محیط خویش نخست بر مذهب عامّه بودندو از طریق کسانی چون ابوخالد کابلی، صالح بن میثم با مکتب اهل بیت(علیهم السلام) آشنا شدند.
از برخی نقلها استفاده می‌شود که ‹‹ ام‌الاسود›› دختر اَعْین نخستین کسی بود که از خاندان اَعْین به ولایت اهل بیت تمسّک جست و در شمار شیعیان درآمد و عامل راهیابی وی به این امر، ابوخالد کابلی بود. 20
در برخی دیگر از نقلها یاد شده است که عبدالملک بن اَعْین، نخستین کسی است که از میان خاندان خویش به وسیله صالح بن میثم با مذهب اهل بیت(علیهم السلام) آشنا شد و به جمع شیعیان پیوست و پس از آن، حمران از طریق ابوخالد کابلی راه به مکتب اهل بیت برد و امامت معصومین(علیهم السلام)را پذیرفت. 21
ابوغالب در بخشی از رسالهی خود مینویسد:
اول کسیکه موفق به شناخت حقیقت مذهب اهل بیت شد عبدالملک بن اعین بود که این مذهب را بواسطهی صالح بن میثم شناخت و بعد از او حمران بهواسطهی ابوخالد کابلی به این مکتب گرایش پیدا کرد.22
با این حال برخی از فرزندان اَعْین بر روش عامّه باقی ماندند، مانند ملیک و قغب که در مذهب، همراه برادرانشان نشدند و به مذهب اهل بیت(علیهم السلام) نپیوستند.23
خاندان اَعْیَن هرچند در مقایسه با برخی رجال علمی شیعه دیرتر به جمع اصحاب ائمه پیوستند امّا آن گاه که قدم در این جمع نهادند،خوش درخشیدند!

مؤلف کتاب تاریخ الکوفه می‌نویسد:
آل اَعْیَن از بزرگترین و با شخصیت‌ترین خاندان‌های کوفه و از شیعیان اهل بیت (‌علیهم‌السّلام) هستند که بیشترین شخصیت‌ها و رجال علمی و دینی را داشته‌اند و طولانی‌ترین زمان را به شاگردی ائمه(علیهم السلام) اختصاص داده‌اند. اوّلین‌شان امام سجّاد، امام باقر و امام صادق (علیهم‌السّلام) را درک کرده و آخرینشان تا اوایل غیبت کبرا در میان علمای امامیه حضور داشت‌. 24
ابوغالب زراری25 که خود از شمار این خاندان پر ارج است می‌گوید:
ما خاندانی هستیم که خداوند ما را به وسیله دینش گرامی داشت و همراهی اولیا و حجّتهای خود را به ما ارزانی داشت، از زمانی که خاندان ما شکل گرفت تا آن روز که شیعیان به وسیله فتنه‌ها آزمایش شدند، ما همواره در کنار امامان و رهپوی خط ولایت آنان بودیم.
عموی ما حمران، آقای ما و آقای عبادتگران ـ علی بن الحسین(علیه‌السلام) ـ را ملاقات کرد و در خدمتش به کسب علم و معنویت پرداخت.26
آل اعین در محلهای از کوفه و در خانههای نزدیک بههم مسجدی داشتند بهنام “الخطه” یا “الحنطه” که با همت والا و نیک پاک خاندانی بنا گردید که همواره ذکر و ورد زبانشان، اهل بیت(علیهم السلام) و ولای آنان بود و برای آل اعین چه افتخاری از این بالاتر که این مسجد قدمگاه صادق آل محمد(ص) شد. امام صادق(ع) برای تائید و تکریم آن با قدوم مبارکش قداست بخشید و این مسجد، از مساجد مورد ستایش کوفه بود.27
به کسانى که از نسل اعین پا به عرصه وجود نهاده بودند، اسامى ذیل اطلاق گردیده است:
1- آل اعین.
2- شیبانى:
به سبب ارتباطى که میان اعین و قبیله بنى شیبان ایجاد شد، او و خاندانش به این قبیله منسوب شدند‌.28
3- زرارى:
زرارى یعنى منسوب به زاره بن اعین‌. نخستین بار این نسبت در کلام امام هادى (علیه السلام) خطاب به یکى از نوادگان بکیربن اعین به نام محمدبن سلیمان یا پدرش سلیمان بن حسن بن جهم بن بکیر، جد پدرى ابوغالب دیده شد. امام به منظور حفظ جان او و رعایت تقیه‌‌، نام اصلیش را نبرد و او را به زراره‌‌، عالم ترین شخصیت آل اعین منسوب ساخت تا تجلیلى از مقام شامخ زراره شده باشد. امام در این باره فرمود: زرارى را خدا حفظ کند. از آن لحظه بر افراد این خاندان، زرارى اطلاق گردید. 29
4- بکریون:
پیش از آن که عنوان زرارى بر آل اعین اطلاق گردد، به بکریون مشهور بودندواین بخاطرانتساب آنهابه بکیربن اعین است‌.30
5- جهمیون:

بخاطرانتسابشان به جهم بن بکیربن اعین،به این نام معروف بودند.31
فصل دوم- زراره بن اَعیَن
زراره، درخشانترین چهرهی خاندان اعین
بعدازآن که زندگی اَعْین و جایگاه رفیع خاندان تا اندازه ای،روشن گردید به بررسی زندگی زراره می‌پردازیم.
در خانه اَعْیَن فرزندی تولّد یافت که او را ‹‹ عَبدُ ربّه›› نام نهادند و بعدها ‹‹ زُراره›› لقب گرفت و ابوالحسن و ابوعلی کنیه او شد. 32
تاریخ ولادت زراره را مورّخان به روشنی ثبت نکرده‌اند امّا نشانه‌هایی در دست است که می‌توان حدود ولادت او را مشخّص کرد.
مدت عمر زراره و سال وفات او از جمله نشانه‌هایی است که براساس آن سال ولادت وی روشن می‌شود.


پاسخ دهید