دانلود پایان نامه

بیشتر بود (جدول 4-5). به نظر میرسد به منظور جبران تشکیل برگهای کوچکتر در سال اول که یکی از اجزاء عملکرد میباشد، تعداد ساقه فرعی در گیاه افزایش یافته است.
تعداد سنبله در گیاه
گونههای M. spicataو M. piperita به ترتیب با میانگین 0/35 و 9/16 سنبله در گیاه در سال اول (جدول 4-3) و 8/17 و 4/7 سنبله در سال دوم (جدول 4-4)، بیشترین و کمترین میزان صفت مذکور را دارا بودند. در سال اول، ژنوتیپ اصفهان4 از گونه M. spicata با تعداد سنبله 9/137 و کبوترآباد متعلق به گونه M. piperita با 4/10 سنبله در گیاه، بالاترین و پایینترین جایگاه را به خود اختصاص دادند (جدول 4-3). در سال دوم، ژنوتیپهای اصفهان3 و یزد متعلق به گونه M. spicata دارای 9/30 و 0/29 و کاشان متعلق به گونه M. piperita با 5/4 سنبله در گیاه، بیشترین و کمترین میزان صفت را دارا بودند (جدول 4-4).
مقایسه میانگین تعداد سنبله در گیاه در دو سال مطالعه نشان دهنده اختلاف آماری معنیداری از لحاظ این صفت بین دو سال بود، به طوری که متوسط تعداد سنبله در سال اول (5/29 سانتیمتر) نسبت به سال دوم (5/15 سانتیمتر) بیشتر بود (جدول 4-5). این موضوع به دلیل داشتن تعداد ساقه فرعی بیشتر میباشد، زیرا هر ساقه فرعی دارای تعدادی سنبله است.
طول سنبله
درسال اول مطالعه، طول سنبله با بیشترین میزان 57/5 سانتیمتر در گونه M. longifolia تا کمترین میزان 16/4 سانتیمتر در گونه M. piperita متغیر بود (جدول 4-3). در سال دوم، گونه M. piperita با دارا بودن میزان 72/6 سانتیمتر بیشترین و گونههای M. longifolia و M. spicata به ترتیب با میزان 45/6 و 49/6 سانتیمترکمترین طول سنبله را به خود اختصاص دادند (جدول 4-4).
در سال اول، ژنوتیپ کاشان 2 و کرمانشاه از گونه M. spicata به ترتیب با طول سنبله 63/9 و 99/2 سانتیمتر بیشترین و کمترین میزان این صفت را دارا بودند (جدول 4-3). ژنوتیپهای اصفهان و کرمانشاه متعلق به گونه M. piperita در سال اول کاشت وارد مرحله گلدهی نشدند. این نتایج نشان میدهد که تنوع کافی برای این صفت در بین ژنوتیپهای نعناع ایرانی وجود دارد. در سال دوم، ژنوتیپهای کاشان2 و اصفهان4 از گونه M. spicata به ترتیب با طول سنبله 20/10 و 30/3 سانتیمتر در بالاترین و پایینترین جایگاه قرار گرفتند (جدول 4-4).
مقایسه میانگین طول سنبله در دو سال مطالعه نشان دهنده اختلاف آماری معنیداری از لحاظ این صفت بین دو سال بود، به طوری که متوسط طول سنبله در سال دوم نسبت به سال اول افزایش یافت (جدول 4-5). این امر میتواند مربوط به ایجاد تعداد ساقههای فرعی بیشتر در سال اول باشد.
محتوای آب اندام هوایی
درسال اول، بیشترین محتوای آب اندام هوایی متعلق به دو گونه M. piperita و M. spicata با میزان 97/69 درصد بود (جدول 4-3). در سال دوم نیز گونههای مذکور به ترتیب با 0/76 و 2/75 درصد، بیشترین محتوای آب اندام هوایی را دارا بودند (جدول 4-4). مقایسه میانگینها نشان داد که در سال اول ژنوتیپ آبادان و اهواز از گونه M. spicata به ترتیب با محتوای آب اندام هوایی 6/80 و 8/40 درصد بیشترین و کمترین میزان این صفت را دارا بودند (جدول 4-3). در سال دوم، ژنوتیپهای همدان و اصفهان5 متعلق به گونه M. spicata با محتوای آب اندام هوایی 0/83 و 3/82 درصد بیشترین و ژنوتیپ همدان و کاشان1 به ترتیب متعلق به گونههای M. longifolia و M. spicata با 7/68 و 3/68 درصد، کمترین میزان آب برگ را داشتند (جدول 4-4).
مقایسه میانگین محتوای آب اندام هوایی نشان داد که اختلاف آماری معنیداری از لحاظ این صفت بین دو سال وجود داشت، به طوری که متوسط محتوای آب اندام هوایی در سال دوم (8/74 درصد) بیش از سال اول (4/68 درصد) بود (جدول 4-5). محتوای آب برگ توسط باز و بسته شدن روزنهها کنترل میشود و میزان آب دریافتی توسط گیاه نیز از عوامل کنترل کننده این مکانیزم میباشد [223]. به نظر میرسد که در سال دوم رشد به دلیل گسترش بیشتر ریشهها در خاک و فراهمی بهتر آب در گیاه، میزان آب بیشتری در اختیار سلولها و در نهایت بافتها قرار گرفته است.
وزن تر اندام هوایی
بیشترین عملکرد وزن تر اندام هوایی درسال اول، متعلق به گونه M. piperita با میزان 2/27 گرم و کمترین آن متعلق به گونه M. longifolia با میزان 4/11 گرم بود (جدول 4-3). در سال دوم نیزگونههای مذکور به ترتیب با 3/20 و 0/12 گرم بیشترین و کمترین میزان این صفت را دارا بودند (جدول 4-4). مقایسه میانگینها نشان داد که در سال اول دامنه تغییرات عملکرد وزن تر اندام هوایی از 0/40 و 4/39 گرم به ترتیب در ژنوتیپهای کرمانشاه از گونه M. piperita و اصفهان4 از گونه M. spicata تا 68/6 گرم در ژنوتیپ سمیرم از گونه M. longifolia متغیر بود (جدول 4-3). در سال دوم، ژنوتیپهای همدان و کرمانشاه به ترتیب متعلق به گونههای M. spicata و M. piperita با میزان 2/28 و 5/27 گرم بیشترین و ژنوتیپهای سمیرم از گونه M. longifolia و عطری کرمانشاه و بجنورد2 از گونه M. spicata به ترتیب با 5/4، 2/5 و 8/5 گرم کمترین عملکرد وزن تر اندام هوایی را داشتند (جدول 4-4).
مقایسه میانگین وزن تر در دو سال مطالعه نشان دهنده اختلاف آماری معنیدار این صفت بین دو سال بود (جدول 4-5). متوسط وزن تر در سال اول (8/16 گرم در بوته) بیش از سال دوم (5/14 گرم در بوته) بود. از آنجایی که به دلیل فضای کافی برای رشد تعداد ساقه فرعی در سال اول بیش از سال دوم بود، به نظر میرسد بیشتر بودن این جزء عملکرد، باعث افزایش در وزن تر اندام هوایی در سال اول شده است.
وزن خشک اندام هوایی
درسال اول، بیشترین وزن خشک اندام هوایی، متعلق به گونه M. piperita با میزان 66/9 گرم و کمترین آن متعلق به گونه M. longifolia با میزان 86/6 گرم بود (جدول 4-3). در سال دوم نیزگونههای مذکور به ترتیب با 22/7 و 06/4 گرم بیشترین و کمترین میزان این صفت
را دارا بودند (جدول 4-4). این روند با روند افزایش و کاهش وزن تر گیاه در هر دو سال مطابقت داشت. مقایسه میانگینها نشان داد که در سال اول دامنه تغییرات وزن خشک اندام هوایی از2/17 در ژنوتیپ اصفهان4 از گونه M. spicata تا 13/4، 37/4 و 94/4 گرم به ترتیب در ژنوتیپهای بجنورد2 از گونه M. spicata، سمیرم و مهاباد از گونه M. longifolia متغیر بود (جدول 4-3). در سال دوم، ژنوتیپهای کبوترآباد و همدان به ترتیب متعلق به گونههای M. piperita و M. spicata با میزان 0/9 و 65/8 گرم بیشترین و ژنوتیپهای سمیرم از گونه M. longifolia و بجنورد2 و عطری کرمانشاه از گونه M. spicata به ترتیب با 46/1، 74/1 و 95/1گرم کمترین وزن خشک اندام هوایی را داشتند که مطابق با روند کاهش وزن تر اندام هوایی بود (جدول 4-4). در مطالعه زینلی و همکاران [279] دامنه تغییرات وزن خشک اندام هوایی در سال اول بین 1/8 تا 9/15 و در سال دوم بین 6/3 تا 2/10 گرم متغیر بود.
مقایسه میانگین وزن خشک در دو سال مطالعه، اختلاف معنیداری را از لحاظ این صفت نشان داد و متوسط وزن خشک در سال اول (74/7 گرم در بوته) بیش از سال دوم (67/4 گرم در بوته) بود (جدول 4-5). از آنجایی که وزن تر اندام هوایی در سال اول بیشتر بود، بنابراین نتایج به دست آمده منطقی میباشد.
محتوای اسانس
با توجه به مقایسه میانگین متوسط محتوای اسانس درسال اول، بیشترین محتوای اسانس در اندام هوایی متعلق به گونه M. longifolia و M. piperita به ترتیب با میزان 08/1 و 0/1 درصد بود (جدول 4-3). در سال دوم، محتوای اسانس در گونههای مورد مطالعه افزایش یافت و گونه M. longifolia با میزان 07/2 درصد در رأس قرار گرفت و تفاوت آماری معنیداری با دو گونه دیگر داشت. گونه M. piperita با میزان 72/1 و سپس گونه M. spicata با میزان 57/1 درصد، در ردههای دوم و سوم قرار گرفتند (جدول 4-4). در مطالعه میرزایی ندوشن و همکاران [189] نیز محتوای اسانس در ژنوتیپهای متعلق به گونه M. longifolia بیشتر از ژنوتیپهای متعلق به گونه M. spicata بود. در مطالعه عباسزاده و همکاران [10] بر روی نعناع بومی جمعآوری شده از مناطق مختلف ایران شامل گونههای M. spicata، M.pipetira و M. longifolia، بیشترین محتوای اسانس مربوط به گونه M. spicata با میزان 59/1 درصد بود.
مقایسه میانگین محتوای اسانس در گونههای مختلف و در هر دو سال، در جدول 4-5 و نمودار 4-1 نشان داده شده است و بدیهی است که محتوای اسانس در هر سه گونه، در سال دوم افزایش یافته است. از آنجائیکه در سال اول گیاه در حال استقرار بوده است لذا اینطور استنباط میگردد که بخش عمده فعالیتهای فتوسنتزی صرف گسترش ریشه و اندامهای رویشی گردیده است، اما در سال دوم، با توجه به وجود استقرار لازم، بخش اعظمی از محصولات فتوسنتزی وارد چرخههای تولید متابولیتهای ثانویه و از جمله اسانس شده است. این موضوع نشان میدهد که برای تولید اسانس در این گونهها، در سال دوم، عملکرد بهتری میتوان بدست آورد.
در سال اول بالاترین محتوای اسانس متعلق به ژنوتیپ همدان از گونه M. longifolia با میزان 33/2 درصد و کمترین آن متعلق به ژنوتیپ یزد از گونه M. spicata با میزان 30/0 درصد بود (جدول 4-3). دامنه تغییرات در گونه M. spicata بین 30/0 و 45/1 درصد بود. در گونههای M. longifolia و M. piperita این دامنه به ترتیب بین 63/0 تا 33/2 درصد و 65/0 تا 60/1 درصد بود. در سال دوم نیز ژنوتیپ همدان با میزان 72/4 درصد بالاترین میزان این صفت را دارا بود (جدول 4-4). ژنوتیپ کرمانشاه متعلق به گونه M. spicata با میزان 60/0 درصد کمترین میزان محتوای اسانس را داشت. دامنه تغییرات در گونه M. spicata، M. longifolia و M. piperita به ترتیب بین 60/0 تا 10/3، 0/1 تا 72/4 و 04/1 تا 58/2 درصد بود.
بر اساس گزارش بورنی و همکاران [59] محتوای اسانس در گونه M. spicata، 0/1 میلیلیتر در 100 گرم برگ ذکر شد. زنینی و همکاران [280] محتوای اسانس به دست آمده از این گونه و در منطقه مراکش را 50/0 درصد گزارش نمودند. زینلی در مطالعه خود روی ژنوتیپهای نعناع ایرانی، محتوای اسانس در این گونه را بین 85/0 تا 0/2 درصد اعلام نمود [6]. در مطالعه درویچ و همکاران [82] محتوای اسانس در گونه M. piperita حدود 02/1 درصد گزارش شد. لانگ و همکاران [159] محتوای اسانس در این گونه را بین 0/1 تا 61/1 درصد گزارش نمودند. در تحقیقات صورت گرفته توسط استانیساوجویک و همکاران [247] محتوای اسانس در گونه M. longifolia بسته به روش خشک کردن برگها با آون آزمایشگاهی، به طور طبیعی (در سایه) و همچنین استفاده از دمای کم به ترتیب 6/0، 9/0 و 1/1 درصد بود. محتوای اسانس در برخی ژنوتیپهای ایرانی متعلق به این گونه بین 75/0 تا 10/2 درصد گزارش شده است [6]. این دادهها نشان دهنده متغیر بودن محتوای اسانس در بین گونههای مختلف نعناع و در شرایط متفاوت محیطی میباشد [161].

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   نور فلورسنت، انکوباتورها

جدول 4-3- مقایسه میانگین صفات در بین گونهها و ژنوتیپهای مورد مطالعه در سال اول
گونه
ژنوتیپ
ارتفاع گیاه
طول برگ
عرض برگ
طول سنبله
تعداد ساقه در گیاه
تعداد سنبله در گیاه
سطح برگ
محتوای آب اندام هوایی
وزن تر اندام هوایی
وزن خشک اندام هوایی
محتوای اسانس
M. spicata
اهواز
0/49
97/2
06/2
37/4
1/20
4/60
93/5
8/40
9/15
95/8
03/1

آبادان
0/57
83/2
85/1
29/4
3/29
5/15
09/4
6/80
8/7
30/4
67/0

مهاباد
0/51
97/2
02/2
93/3
4/15
9/32
65/5
9/70
7/15
47/10
62/0

بجنورد1
0/47
97/2
96/1
10/4
1/21
6/19
92/6
0/65
7/16
67/6
45/1

بجنورد2
0/59
83/2
31/1
34/3
1/20
3/13
33/2
8/74
1/10
13/4
98/0

نیشابور
0/52
71/2
11/1
04/5
3/24
1/14
48/2
5/46
7/10
04/6
30/1

عطری


دیدگاهتان را بنویسید