قدرتمندی: کودکان باید بتوانند متناسب با رشدشان بر زندگی خویش کنترل داشته باشند فرصت انتخاب کردن و تصمیم گرفتن به احساس قدرتمندی آنان کمک می کند.
احساس منحصر به فرد بودن: کودکان باید احساس کنند ویژگی های منحصر به فردی دارند. سایمون (1988) از فهرستی شامل 100 جمله نام می برد که در کار با کودکان و تایید ویژگی های منحصر به فرد و مثبت آنها از آن استفاده می شود.
بارآوری: به تدریج که کودکان کاری را خودشان انجام می دهند، احساس بهتری نیز در آنان شکل می گیرد. تشویق و تقویت کار یا فعالیتی سازنده می تواند در ترغیب کودک به رسیدن به احساس رضایت و پاداش درونی از کار انجام یافته مفید باشد.
شش شرطی که سایمون ذکر می کند برای بزرگسالان و کودکان به یک اندازه صادق است. اگر خطرجویی و چالش تا حدی در زندگی فرد افزایش یابد به شرط آنکه خطر یا چالش ایجاد شده در حدی منطقی و در توان فرد باشد سلامت روانی فرد بیشتر تضمین می شود میزانی که دیگر نیازهای انسانی کودکان برآورده می شود نیز رابطه نزدیکی با عزت نفس شان دارد.
هنگامی که در مشاوره با کودکان از پنج مرحله رشد فروید استفاده می کنید اغلب لازم است ارزشیابی کنید تا چه حد نیازهای اساسی شان براورده می شود می توانید از یک مقیاس صفر تا ده نمره ای برای ارزشیابی میزان پیشرفت کودک در هر یک از سطوح سلسله مراتب مازلو (1970) از جمله برای ارزشیابی عزت نفس او استفاده کنید در مقیاس فوق برای نیازهایی که برآورده نشده اند نمره صفر و نیازهایی که کاملا برآورده شده نمره دو منظور می کنیم.
مشکلاتی که در فرایند رشد بزرگسالی بروز می کند ریشه در ناکامی دوران کودکی در ارضای نیازهای اساسی انسانی در سال های رشد دارد مشاوره بر پایه روانکاوی می تواند میزانی را که کودک توانسته است نیازهای اساسی خود را در گذشته برآورده کند و نیز در حال حاضر می تواند برآورده کند در مرکز توجه خود قرار دهد سوالات مربوط به اینکه چگونه کودکان با درد و رنج ناشی از نرسیدن به خواسته هایشان برخورد می کنند می توانند در مشاوره روانکاوانه مطرح شوند آیا تعارض و استرس به بخش ناهشیار ذهن واپس رانده می شوند یا در بخش هشیار ذهن تحت کنترل قرار می گیرند؟ آیا فرد با افسردگی و اضطرابی که دچارش می شود تکلیف مدارانه برخورد می کند یا در برابرشان حالتی تدافعی به خود می گیرد؟ اینها سئوالات جالبی هستند که مشاوران طرفدار روانکاوی می توانند به آنها بپردازند.
نظریه روابط با دیگران
همان طور که پیشتر گفته شد، عشق و تلاش مفاهیمی مهم در نظریه فروید هستند . او معتقد بود ارزیابی سریع وضعیت سلامت روانی فرد از این طریق میسر است که ببینیم او تا چه حد در روابط و زندگی حرفه ای اش موفق بوده است . نظریه روابط بادیگران فروید برآیند طبیعی تحقیقات اولیه او در این زمینه بود که کودکان تا چه حد تعارض ناشی از رقابت با والد هم جنس خود در جلب محبت و توجه والد غیر هم جنس خود موفق می شوند. در نظریه فوق بر این تاکید می شود که چگونه روابط نخست کودک در خانواده بر نوع روابطی که او پس از آن ذر بیرون از خانه با دیگران برقرار می کند تاثیر داردبرای مثال زنی که در سال های کودکی خویش پدری قابل اعتماد را از دست داده، ممکن است توجه و محبت پدرانه ای را که از او دریغ داشته شده در نوع مردان مسنی که رفتارهایی پدرانه دارند جستجو کند. در نظریه روابط با دیگران کلمه دیگران به افرادی غیر از خود اشاره می کند روابط خانوادگی که الگوی صحیح و سالم برقراری روابط را در آینده به کودک نشان می دهند بهترین کمکی است که کودکان می توانند برای ایجاد روابط آتی خود با دیگران درخارج از خانه از آن برخوردار باشند کودکانی که در سال های وابستگی شان از تربیت صحیح برخوردارند در روابط دوران بزرگسالی شان به دنبال رفع کاستی های ناشی از نقش والدینشان نیستند والدینی که پیشرفت کودکانشان را در طی مراحل رشد به سوی دستیابی به استقلال و هویت تسهیل می کنند طرح کلی کامروایی و برقراری روابط سالم در بزرگسالی را برایشان ترسیم می کنند به تدریج که کودکان خود را از خانواده هایشان جدا می کنند دیدگاه های درونی شده خود را درباره نحوه روابط با همسالان و سرانجام یا دیگران در دوران بزرگسالی شان را تحقق می بخشند. برای مثال زنی ممکن است تصویر خشونت آمیز و دفع کننده از پدر خویش را که محبت و تربیت لازم را از او دریغ داشته است به بخش ناهشیار ذهن خود واپس براند و همین تصویر ذهنی را بر همه مردان به طور کلی فرافکنی کند.وقتی این زن همین تصویر خشونت آمیز از پدر را در چهره همسرش می بیند به همان شکل نیز واکنش نشان می دهدو سبب می شود شوهرش همان نقش خشونت آمیز پدر را ایفا کند . در درمان کودکان به والدین نیز آموزش داده می شود تا الگوهای خوبی برای فرزندانشان باشند و در ابراز محبت لازم و تربیت آنان کوتاهی نکنند . در درمان بزرگسالان نیز سعی می شود دریچه ای به ناهشیار ذهنشان گشوده شود تا تعارض های حل نشده با والدینشان را جستجو کنند و دریابند که چگونه تعارض های واپس رانده برقراری و ادامه روابط دلخواه آنها را با دیگران دشوار می کند.

روش های مشاوره
هدف نخست مشاوره در چهار چوب نظریه روانکاوی آن است که آنچه در ناهشیار است به هشیار انتقال داده شود همه آنچه در ناهشیار است زمانی در هشیار بوده است می توان با استفاده از روش های گوناگونی که در این کتاب مورد بحث قرار گرفته اند با تعارض های واپس رانده شده که به سطح هشیار آورده می شوند ا
ز راه های منطقی برخورد کرد.
از روش های گوناگونی برای آشکار کردن ناهشیار استفاده می شود. شرح حال مفصلی از فرد تهیه و توجه خاصی به چگونگی پرداختن به حوزه های دارای تعارض و کشمکش در زندگی فرد معطوف می شود. با انکه فروید هیپنوتیسم را رد کرده است، هنوز هم از این روش برای کمک به کشف اعماق ناهشیار استفاده می شود از میان روش های متداول دیگر می توان به تحلیل مقاومت انتقال رویاها و نیز تخلیه هیجانی تداعی آزاد تفسیر و بازی درمانی اشاره کرد هدف دراز مدت در همه این روش ها ی مرسومتقویت خود درمان جوست. روش های عمده مشاوره که در این فصل مطرح می کنیم، عبارتند از تخلیه هیجانی ، تداعی آزاد ، تحلیل انتقال ، تحلیل مقاومت، تحلیل جملات ناتمام کتاب درمانی ، قصه گویی و بازی درمانی.
بیشتر آنچه در مشاوره با استفاده از روانکاوی صورت می گید به حال و هوا و جریان بازی درمانی بستگی دارد نتیجه موفقیت آمیز مشاوره به همکاری و مشارکت داوطلبانه بستگی دارد بازی یعنی فعالیتی داوطلبانه و ارادی و وقتی بازی اختیاری نباشد دیگرنباید آن را بازی نامید. تداعی آزاد دستکاری و مداخله ای صورت گیرد یک اصل مهم نقض شده و ادامه مشاوره مختل می شود مشاور به جای نکوهش درمان جو به دلیل وارسی افکارش می تواند علت وارسی را تفسیر کند که این درمان جو کمک می کند بینش عمیق تری به دست آورد.
بازی در جریان مشاوره به کودک و بزرگسال کمک می کند تا به طور موقت به واقعیت توجه نشان ندهد و خود را با خیالات آنچه در زندگی اش کمبود دارد، مسر.ر کند در مواردی که خیالپردازی به شکل هذیان در می آید و به کلی از واقعیت دور می شود، درمان جو ممکن است به این نتیجه برسد که در کوشش هایش برای بازی ناکام مانده است. اگر قرار است چنین درمان جویانی از مشاوره بهره ببرند باید به آنان آموخت چگونه بازی کنند به بعضی درمان جویان علاوه بر آموزش بازی باید آموخت چگونه به دیگران اعتماد کنند همچنانکه به عده ای دیگر نیز باید یاد داد حدود بازی درمانی را رعایت کنند مشاوره به شیوه انتقال نوعی تمرین خیالپردازی و استفاده از قوه تخیل است که باید ایفای نقش نیز در آن صورت گیرد.
نقش گزاری روانی با کودکان بزرگتر و نوجوانان که در خانواده هایی آشفته و ناسالم زندگی کرده اند، می تواند یک روش بسیار موثر بازی در مشاوره باشد نقش گزاری روانی موفقیت آمیز برای این درمان جویان به آن بستگی دارد که حاوی راهنمایی های کاملا برنامه ریزی شده نیز باشند که به روشنی و به دقت بیان شوند به طوری که احتمال هیچ گونه سوء تعبیر یابد فهمی وجود نداشته باشد. مشاور باید با اعتماد به نفس و رهبری گروه مسئولیت جلسه را خود به عهده گیرد. نمایش باید به شیوه اول شخص برگزار شود تا بتوان نگرانی ها و دغدغه های شخصی کودکان را به طور موثر مورد کاوش و بررسی قرار داد. نمایش نباید تا قبل از رسیدن به هدف های مهم تمام شود. زمان کافی در اختیار کودکان قرار دهید تا آنچه را از نمایش آموخته اند با هم در میان بگذارند هم بازی در نمایش و هم هنرهای بیانی از جمله نقش گزاری روانی باعث می شوند افکار و احساساتی کهبه بخش ناهشیار ذهن واپس رانده شده اند دوباره به سطح هشیار باز گردند این عقده ها و تعارض ها را در سطح هشیار می توان شناخت و به حل آنها پرداخت به ویژه در کودکانی که به دلیل ویژگی های مرحله رشد شناختی شان خواه مرحله پیش عملیاتی باشد خواه مرحله عینی -هنوز دارای مهارت و توانایی لازم برای استدلال نیستند در مشاوره به شیوه روانکاوی که می توان با استفاده از چند مثال و استعاره در مورد نحوه فعالیت بخش ناهشیار بر بعضی از موانعی که بر سر راه رشد شناختی وجود دارد فایق آمد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد رایگان درموردقانون مدنی

تخلیه هیجانی
فروید به همراه بروئر نخستین کسانی بودند که مزیت های تخلیه هیجانی را از طریق هیپنو تیسم کشف کردند . فروید دریافت اگر بیماران هیستریایی با خواب مصنوعی قادر شوند رویداد اولیه ای را که موجب ناراحتی آنها شده است بر زبان آورند نشانه های هیستری برطرف خواهد شد. اما فروید خیلی زود هیپنوتیسم راکنار گذاشت زیرا قادر نبود هر کسی را به خوا ب مصنوعی عمیقی فرو ببرد تا درمان جو قادرشود آن قدر به زمان قبل برگردد که بتواند رویداد واپس رانده شده را به یادآورد . فروید کشف کرد خیلی ها همان قدر که فقط به آنان گفته شود ریشه و علت و نشانه هیستری را به یاد آورند قادر به جستجوی آن در اعماق ضمیرشان خواهد بود.متاسفانه عده زیادی از بیماران او نیز حتی با کنترل و نظارت نمی توانستند ریشه و علت نشانه هایشان را بیابند. بدین ترتیب فروید به این نتیجه رسید که همه بیماران از علت بیماری شان آگاه هستند اما به هر دلیلی عده ای مانع از ابراز این آگاهی شان می شوند فروید معتقد بود اگر بیمار تجربه آسیب زای دوران کودکی خویش را که به بخش ناهشیار ذهن او واپس رانده شده است نتوانداز اعماق ذهن خویش بازیابی و بیان کند و از نظر هیجانی یا عاطفی تسکین یابد بهبود نخواهد یافت از آنجا که همه قادر نبودند محتویات ذهن ناهشیار خود را بازیابی کنند روانکاو مجبور بود از ابزاری غیر مستقیم برای دسترسی به این بخش از ذهن استفاده کند فروید برای انکه درمان جویانش بتوانند به تخلیه هیجانی که بدون آن معالجه آنها میسر نبود دست یابند روش تداعی آزاد و روش تعبیر (تفسیر ) را ابداع کرد .

تداعی آزاد
در روانکاوی سنتی ، درمان جو بر روی تختی دراز می کشد و روانکاو نیز در قسمت سر تخت طوری در کنار او می نشیند که خارج از حوزه دید او قرار گیرد. آن گاه ر
وانکاو به درمان جو می گوید هر چه به ذهنش می آید بیان کند. از این راه افکار و تعارض های بخش ناهشیار ذهن آزاد می شوند ازاد می شوند تا به سطح هشیار برسند کوشش و تقلای زیادی در وجود درمان جو در جریان است تا مانع از آن شود که افکار اعماق ذهنش را نزد روانکاو بر ملا کند روانکاو باید پیوسته جلوی این کوشش مقاومت جویانه درمان جو را بگیرد. اصل اساسی در مشاوره شیوه روانکاوی آن است که درمان جو هر فکر و احساسی که دارد قطع نظر از آنکه این فکر یا احساس چقدر شخصی آزارنده یا به ظاهر نامربوط است، برای مشاور نقل کند.
در حالی که درمانجو می کوشد افکار خود را آزادانه بر زبان آورد مشاور باید شکیبا باشد از قضاوت پرهیز کند و همچنان درمان جو را وادارد تا آنچه را به ذهنش می آید بیان کند مشاور همچنین باید پیوستگی افکار و احساساتی را که درمان جو بر زبان می آورد مد نظر داشته باشد مشاورانی که از روانکاوی استفاده می کنند معتقدند هر چند ممکن است به نظر برسد درمان جو از این شاخه به آن

دسته‌ها: پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید